جمهوری اسلامی
جمهوری اسلامی ما جاوید است دشمن ز حیات خویش نومید است
آن روز که عالم ز ستمگر خالی است ما را و همه ستمکشان را عید است
امام خمینی(ره)
شیوه های جنگ روانی صهیونیسم :
یکی از ابزارهای صهیونیسم بین الملل در تسخیر دنیا ، جنگ روانی و سایبرنتیک است که بر ماست تا با شناخت شگردهای این طریقه نبرد در مواجه با صهیونیستها در این عرصه هم پیروز وسربلند شویم. بعضی تکنیک های جنگ روانی که قرآن کریم هم مفصلا در بحث شیاطین به آن پرداخته ازاین قرار است :
1. زینت بخشی به طرح ها ، علوم زندگی غیرخدایی و مادی گرایانه و اغوای بندگان خدا .
2. ترساندن از هیبت ، زرق وبرق برنامه های خود ودر نتیحه خودباختگی سایرین .
3. سعی در القای محبت خود در دل مخاطب و بدین طریق گمراه کردن وی .
4. رجز و وسوسه به شر وضلالت و به لغزش افکندن انسان ها .
5. فریب و حیله و گفتن سخنان آراسته (زخرف القول) و گول زننده .
6. ارتباط برقرار کردن با عوامل خود فروش و فریب کار خود در صفوف دشمنانشان .
7. استفاده از شعر ، ادبیات وهنر برای بازی با احساسات مردم و گمراهی آنها .
8. ترویج غفلت و بسط سرگرمی های بی فایده و سوءاستفاده از عنصر زمان وقت کشی .
9. نسیان و فراموشاندن مطالب از ذهن مردم .
10. توسعه کفران نعمات الهی ونادیده گرفتن امکانات و توانایی ها در جوامع و افراد .
11. فخر فروشی و امید به دارایی های مادی ، و مالک حقیقی پنداشتن خود و فراموشی خدا .
12. دادن وعده های پوچ ، توخالی و بی اساس ، مانند : وعده به فقر و تشویق حرص در افراد .
13. امر به فحشا ، فساد و آزادی های شیطانی .
14. تشویق مردم به سر نهادن بر آستان حکومت طاغوت و تواضع در برابر راه و علم طاغوتی .
15. پیروی از ظن ، گمان و حق ندانستن پنداشته های خود یا قوم خویش .
16. حق دانستن پیروی از اکثریت .
17. ترویج تقلید و پیروی کور از پیشینیان گمراه ونژاد گرایی و قبیله پرستی .
18. دادن امید و آرزوهای واهی .
19. دشمنی ، وهن و تمسخر مقدسات .
20. شبهه افکنی و بازی در آیات الهی .
21. ترویج روحیه نفاق و دورویی .
22. تشویق استفاده از فرهنگ بیگانه (سمبل ها ، لباسها ، آداب ، رسوم ، کلمات ، واژه ها ومدل ها) .
23. ترویج سحر ، جادوگری و شعبده بازی .
24. انکار ولاپوشانی حقی که فهمیده اند ، ولی به نفعشان نیست .
25. افزون طلبی و تکاثر بی مورد .
26. سست بودن در مسیر حق .
27. تشویق به همنشینی با انسان های شیطان صفت .
28. ترغیب به گوش ندادن ، ندیدن ، نگفتن و تفکر نکردن در حقیقت .
مهمترین نکته برای در امان ماندن از تیرهای مسموم جنگ روانی ، توکل بر خداوند متعال است که "من یتوکل علی الله فهو حسبه".در این راه پر فراز و نشیب تلاش و کوشش در جهت گسترش و تعمیق آگاهی ها و اطلاعات و علوم مفید ما را بیمه خواهد کرد.کسب شناخت از محیط اطراف و مرد زمانه بودن و نهراسیدن از مشکلات و ایمان و ایقان به هدف از مهمترین نکاتی است که در طی این طریق صعب ما را یاری خواهد رساند. باید مرد خدا بود وجزء اورا ضعیف شمرد که خدای بزرگ تر از آن است که حتی در وصف ما هم آید. و دیگران همه مخلوقات و مملوکات اویند و او صاحب اختیار همه چیز و همه کس است. باید توحید را به تمام وکمال بفهمیم و داشته باشیم که توحید نه تنها در خلقت که در ربوبیت و عبادت هم جریان دارد پس هر کس امیدش او باشد باری تعالی هم او را کفایت خواهد کرد مانند بسیاری از پیامبران خدا که تنها و بی چیز ایستادن و به همه چیز رسیدند و خدای آنها هنوز خدای جهانیان است.

از غم دوست در این میکده فریاد کشم دادرس نیست که رد هجر رخش داد کشم
سالها میگذرد حادثه ها می آید انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
امام خمینی(ره)
روز وصل
غم مخور ایام هجران رو بپایان میرود
این خماری از سر ما می گساران میرود
پرده را از روی ماه خویش بالا میزند غمزه را سر میدهد غم از دل وجان میرود
بلبل اندر شاخسار گل هویدا میشود زاغ با صد شرمساری از گلستان میرود
محفل از نور رخ او نورافشان میشود هر چه غیر از ذکر یار از یاد رندان میرود
ابرها ازنورخورشید رخش پنهان شوند پرده از رخسارآن سروخرامان میرود
وعده دیدار نزدیک است یاران مژده باد
روز وصلش میرسد ایام هجران میرود
امام خمینی (ره)
این شعر فقط ده ساعت قبل از پیوستن روح مقدس حضرت امام خمینی(ره) به ملکوت اعلی بدست آقای جلیل رسولی نگاشته شده است.
حضور روحانیون عزیز و بزرگوار ایران اسلامی در میادین مختلف قابل توجه بوده وهمیشه وهمه جا جزء اولین افراد حاضر در صحنه های مختلف دفاعی،علمی،سیاسی،فرهنگی و حتی بحث آبادانی کشور بوده اند.


ادامه مطلب...
گزیده ای از سخنان امام خامنه ، خطاب به همه سربازان دلاور جنگ نرم :
همیشه امکان ضربه زدن از سوی دشمنان انقلاب و دشمنان ایران اسلامی هست حتی در بهترین شرایط . همیشه کمین دشمن را در نظر داشته باشیم . غفلت از اینکه ممکن است به حرکت عمومی ملت ایران ضربه ای وارد شود ، چیز خطرناکی است . هوشیار باشید . این همان توصیه ی امیر مؤمنان (سلام اللّه علیه ) است که فرمود :
:: در عرصه زندگی سیاسی دچار خواب آلودگی نشویم در پشت سنگرها خوابمان نبرد ::
:.: اگر تو خوابت برد ، باید بدانی که دشمن ممکن است بیدار باشد :.:
در این عکسا اشخاص مورد سوال نیستند ، بلکه نکته قابل توجه در آنها حرکات و رفتار است ، و با توجه به اینکه شنیدن کی بود مانند دیدن ، نشان دادن ظاهر بعضی از گمراهی ها به درک بهتر موضوع کمک میکند و امیدوارم تونسته باشم کمی ذهن خواننده رو متوجه این مطلب کنم که فاصله ما با واقعا چقدر است..
1- من نمیدانم در چهره حاج مجید پازوکی چه وجود دارد ، هر وقت به عکسهای حاجی نگاه میکنم در دل خود میگویم چه انسان با محبت و خنده رویی ، چهره اش به دلم می نشیند..حاج مجید از مصادیق این بیت است که میگوید : " در فراق دوستان دیگر زما چیزی نماند ، هر که رفت از هستی ما پاره ای با خویش برد " و در نهایت او هم به جمع یاران خمینی(ره) پیوست..اما در طرف دیگر مدل مویی را می بینید که هنوز هم نمیدانم برای چه استفاده میشود و چه چیزی را اثبات می کند..در مقابل این عکس هیچ احساسی ندارم..خوشم نمی آید که به آن نگاه کنم..بچه ها به خدا داریم راه رو اشتباه میریم..

برای دیدن بقیه فاصله ها به ادامه مطالب مراجعه کنید .....
ادامه مطلب...
درآمدی بر شناخت ابعاد تهاجم فرهنگی و نحوهی مقابله با آن :

چکیده
مجموعه دستاوردهای مادی و معنوی بشر در طول تاریخ را فرهنگ مینامند. تبادل فرهنگی ملتها نیز که در طول تاریخ در بستری طبیعی ادامه داشته برای تازهماندن معارف و حیات فرهنگی بشر امری ضروری است و جامعهی انسانی را در مسیر سعادت واقعی به پیش میبرد.
اما آنچه امروزه مشکلساز شده "تهاجم فرهنگی" یا غلبهی یک فرهنگ بر سایر فرهنگهاست که نمونهی بارز آن روند روبه گسترش تسلط فرهنگ غرب بر سایر فرهنگها ـ به ویژه فرهنگ اسلامی ـ در یکصد سال اخیر است. تفاوت عمدهی تهاجم فرهنگی با تبادل فرهنگی در این است که در تهاجم برای فرهنگ موردهجوم امکان انتخاب وجود ندارد.
جلوههای تهاجم فرهنگی را میتوان به دو دستهی بیرونی، همچون: تلاش برای دینزدایی، ایجاد روحیهی خودباختگی فرهنگی، ترویج افکار و اندیشههای غربی و ... و درونی، همچون: عقبماندگی علمی و صنعتی، فقر اقتصادی، غفلت کارگزاران فرهنگی و ... تقسیم کرد. در این مقاله ضمن بررسی جلوههای فوق، راهکارهایی برای مبارزه و مقابله با تهاجم فرهنگی ارائه شده است.
واژگان کلیدی: فرهنگ، تهاجم فرهنگی، فرهنگپذیری، تبادل فرهنگی
مقدمه
حیات بشری همواره با فرهنگ توأم بوده است و ملتی که فرهنگ مخصوص به خود نداشته باشد، مرده محسوب میشود؛ علاوه بر این، یک فرهنگ بالنده برای تکامل خود باید توانایی تبادل با سایر فرهنگها و جذب عناصر مثبت آن را داشته باشد؛ بنابراین، تمام فرهنگها باید در تعامل با یکدیگر باشند، تا بتوانند در مجموع، بشر را به پیشرفت مطلوب برسانند.
در عصر حاضر که نظام سرمایهداری به سرپرستی آمریکا، با تکقطبی شدن جهان و فروپاشی رژیم شوروی سابق، یکهتاز عرصهی جهانی شدهاست، به شکلهای مختلف میکوشد تا نظرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خود را به تمام کشورهای جهان تحمیل کند و فرهنگ واحدی متناسب با منافع درازمدت خود بر جهان حاکم سازد. از طرف دیگر سایر ملتها نیز در برابر این زیادهخواهی آمریکا برای حفظ و پاسداری از فرهنگ ملی و بومی خود مقاومت میکنند. در این میان فرهنگ اسلامی توانسته است در صد سال اخیر در برابر این هجوم مقاومت و اصالت خود را حفظ کند.
بدیهی است طرّاحان "نظم نوین جهانی" که با هزاران ترفند توانستهاند یک ابرقدرت نظامی، نظیر شوروی سابق را از سر راه خود بردارند و سبب فروپاشی کمونیسم در سطح جهانی شوند، مایل نیستند با قدرت جدیدی در برابر منافع خود مواجه گردند. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سبب شده است که سلطهگران بیشتر از آن جهت خوفناک باشند که قدرت جدیدِ مقابل منافع نامشروعِ آنان، یک گروه سیاسی ـ مذهبی به نام جهان اسلام باشد؛ قدرتی که از نظر فرهنگی با داشتن ارزشهای قوی، نظیر خداپرستی، ظلمستیزی، نوعدوستی، برادری، مساوات و عدل، میتواند در برابر فرهنگ غربی قد علم کند؛ لذا چون میدانند که از مقابلهی مستقیم با ایدئولوژی اسلامی طرفی نخواهند بست، میکوشند با ترفندی قدیمی، به طور غیرمستقیم، در ارکان جوامع اسلامی، از جمله جامعهی ما رخنه کنند و آن ترفند چیزی نیست جز "تهاجم فرهنگی".
بدین منظور، در این مقاله سعی شده است به نوعی این پدیده مورد بررسی قرار گیرد و عوامل داخلی و خارجی و نیز برخی از راهکارهای مبارزه با آن مطرح شود. از آنجا که بحث از تهاجم فرهنگی مستلزم تعریف فرهنگ و ویژگیهای آن است، ابتدا به این موارد میپردازیم و سپس موضوع اصلی را بررسی میکنیم.
فرهنگ
خصوصیات فرهنگ
تهاجم فرهنگی
تهاجم فرهنگی و تبادل فرهنگی
ویژگیهای تهاجم فرهنگی
عوامل تهاجم فرهنگی
شیوههای تهاجم فرهنگی
مراحل تهاجم فرهنگی
ابزارهای تهاجم فرهنگی
نتیجه
به علت کثرت مطالب قادر به گذاشتن تمامی مطلب در صفحه اول نشدم وفقط سر تیتر مطالب رو گذاشتم و ادامه بحث رو میتونید درادامه مطلب مشاهده کنید:
ادامه مطلب...
وارستگی از تعلقات دنیا
آنچه مایه نجات انسان ها و آرامش قلوب است، وارستگی و گسستگی از دنیا و تعلقات آن است که با ذکر و یاد دائمی خدای تعالی حاصل شود. آنان که درصدد برتریها به هر نحو هستند چه برتری در علوم حتی الهی آن یا در قدرت و شهرت و ثروت کوشش در افزایش رنج خود می کنند.
وارستگان از قیود مادی که خود را از این دام ابلیس تا حدودی نجات داده اند در همین دنیا در سعادت و بهشت رحمتند.
... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کل بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است یا درویشان دکان دار. سیره انبیاء عظام (صلی الله علی نبینا و علیهم اجمعین) و ائمه اطهار (علیهم السلام) که سرآمد عارفان بالله و رستگان از هر قید و بند و وابستگان به ساحت الهی در قیام به همه قوی علیه حکومتهای طاغوتی و فرعونهای زمان بوده و در اجرای عدالت در جهان رنجها برده و کوششها کرده اند به ما درسها می دهد و اگر چشم بینا و گوش شنوا داشته باشیم راه گشایمان خواهد بود: من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم.
خدایی کردن انگیزه ها
نه گوشه گیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است و نه ورود در جامعه و تشکیل حکومت شاهد گسستن از حق. میزان در اعمال انگیزه های آنهاست. چه بسا عابد و زاهدی که گرفتار دام ابلیس است و آن دام گستر با آنچه مناسب اوست چون: خودبینی و خودخواهی و غرور و عجب و بزرگ بینی و تحقیر خلق الله و شرک خفی و امثال آنها او را از حق دور و به شرک می کشاند. و چه بسا متصدی امور حکومت که با انگیزه الهی به معدن قرب حق نائل می شوند چون داود نبی و سلیمان پیامبر (علیهما السلام) و بالاتر و والاتر چون نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خلیفه برحقش علی بن ابی طالب (علیه السلام) و چون حضرت مهدی (ارواحنا لمقدمه الفداء) در عصر حکومت جهانیش. پس میزان عرفان و حرمان انگیزه است. هر قدر انگیزه ها به نور فطرت نزدیکتر باشند و از حجب و حتی حجب نور وارسته تر، به مبداء نور وابسته ترند تا آن جا که سخن از وابستگی نیز کفر است...
خداوند مسیر را روشن و مشخص نموده
ای سرگشتگان وادی حیرت و ای گمشدگان بیابان ضلالت نه بلکه پروانه های شمع جمال جمیل مطلق وای عاشقان محبوب بی عیب و بی زوال، قدری به کتاب فطرت رجوع کنید و صحیفه کتاب ذات خود را ورق بزنید ببینید که با قلم قدرت فطرت الهی در آن مرقوم است ... تا کی به خیالات باطله. این عشق خداداد فطری و این ودیعه الهیه را صرف این و آن می کنید. اگر محبوب شما این جمالهای ناقص واین کمالهای محدود بود چرا با وصول به آنها آتش اشتیاق شما فرو نشست و شعله شوق شما افزون گردید.
هان! از خواب غفلت برخیزید و مژده دهید و سرور کنید که محبوبی دارید که زوال ندارد معشوقی دارید که نقصی ندارد. مطلوبی دارید بی عیب منظوری دارید که نور طلعتش «الله نورالسموات والارض» است.
دل را به خداوند بسپار
مجاهده کن که دل را به خدا بسپاری و موثری را جز او ندانی. مگر نه عامه مسلمانان متعبد شبانه روزی چندین مرتبه نماز می خوانند و نماز سرشار از توحید و معارف الهی است و شبانه روزی چندین مرتبه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» می گویند و عبادت و اعانت را خاص خدا (در بیان) می کنند ولی جز مومنان بحث و خاصان خدا دیگران برای هر دانشمند و قدرتمند و ثروتمند کرنش می کنند و گاهی بالاتر از آنچه برای معبود می کنند و از هرکس استمداد می نمایند و استعانت می جویند و به هر حشیش (ابزار بی ارزش) برای رسیدن به آمال شیطانی تشبث می نمایند و غفلت از قدرت حق دارند.
انکار مقامات؛ شاهکار بزرگ شیطان
بدترین خارهای طریق کمال و وصول به مقامات معنویه که از شاهکارهای بزرگ شیطان قطاع الطریق است انکار مقامات و مدارج غیبیه معنویه است. که این انکار و جحود سرمایه تمام ضلالات و جهالات است و سبب وقوف و خمود است و روح شوق را که براق وصول به کمالات است می میراند و آتش عشق را که رفرف (جامه زیبا) معراج روحانی کمالی است خاموش می کند پس انسان را از طلب باز می دارد. به عکس اگرانسان به مقامات معنویه و معارج عرفانیه عقیدت خالص کند و ایمان آورد چه بسا شود که این خود به آتش عشق فطری که در زیر خاک و خاکستر هواهای نفسانیه خمود شده کمک و مدد کند و نور اشتیاق را در اعماق قلب روشن کند و کم کم به طلب برخیزد و به مجاهده قیام کند تا مشمول هدایت حق و دستگیری آن ذات مقدس شود.
2. غفلت از حق مانع عینیت یافتن ایمان در زندگی انسان
اگر نفوس یکسره متوجه به دنیا و تعمیر آن باشند و منصرف از حق باشند گرچه اعتقاد به مبداء و معاد هم داشته باشند منکوس (نگونسار) هستند. و میزان درانتکاس (واژگونی) قلوب غفلت از حق و توجه به دنیا و تعمیر آن است و این اعتقاد یا ایمان نیست ... یا ایمان ناقص ناچیزی است که منافات باانعکاس قلب ندارد بلکه کسی که اظهار ایمان بالغیب و حشر و نشر کند و خوف از آن نداشته باشد و این ایمان او را به عمل به ارکان نرساند او را باید در زمره منافقین به شمار آورد نه مومنین... . این یکی از مهماتی است که باید نفوس ضعیفه ما به آن خیلی اهمیت دهند و مراقبت کنند که آثار ایمان در جمیع ظاهر و باطن و سر و علن نافذ و جاری باشد و چنانچه به قلب دعوی ایمان دارند ظاهر را هم محکوم به حکم آن کنند تا ریشه ایمان در قلب محکم و پابرجا شود و به هیچ عایق و مانعی و تبدل و تغییری زایل نشود واین امانت الهی و قلب طاهر ملکوتی را که به فطرت الهی مخمر بود بی تصرف شیطان و دست خیانت به آن ذات مقدس باز پس دهند.
دلخوش کردن به اصطلاحات؛ دام بزرگ ابلیس
به این اصطلاحات که دام بزرگ ابلیس است بسنده مکن و در جستجوی او- جل و علا- باش.
بسا شود که انسان به واسطه شدت توجه به اصطلاحات و فهم کلمات و غور در اطراف آن از قلب به کلی غافل شود و از اصلاح آن بازماند. در مقام شرح حقیقت و ماهیت قلب واصطلاحات حکما و عرفا، استادی کامل شود. ولی قلب خودش (نعوذ باالله) از قلوب منکوسه یا مطبوعه باشد مثل کسی که از خواص ادویه مضره و نافعه مطلع باشد و شرح هر یک را خوب بدهد ولی از ادویه مضره احتراز نکند و مفیده را به کار نبرد. ناچار چنین شخصی با همه علم دواشناسی به هلاکت رسد واین علم موجب نجات او نشود.
قیام لله
یکتا موعظه خدا را با دل و جان بشنو با تمام توان بپذیر و در آن خط سیر نما: «قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی» میزان در اول سیر، قیام لله است، در کارهای شخصی و انفرادی و هم در فعالیتهای اجتماعی. سعی کن در این قدم اول موفق شوی که در روزگار جوانی آسانتر و موفقیت آمیزتر است.
بنگر که را نافرمانی می کنی؟
گناهان را هر چند کوچک به نظرت باشد سبک مشمار: «انظرالی من عصیت» و با این نظر، همه گناهان، بزرگ و کبیره است.
هر گناهی گرچه کوچک به گناهان بزرگ و بزرگتر انسان را می کشد به طوری که گناهان بسیار بزرگ در نظر انسان ناچیز آید، بلکه گاهی اشخاص، به ارتکاب بعضی مکبار، به یکدیگر فخر می کنند و گاهی به واسطه شدت ظلمات و حجابهای دنیوی منکر به نظر معروف و معروف منکر می گردد.
حب نفس؛ بزرگترین دام ابلیس
برای ماها که از قافله ابرار عقب هستیم یک نکته دلپذیر است و آن چیزی است که به نظر من شاید در ساختن انسان که در صدد خود ساختن است دخیل است. باید توجه کنیم که منشا خوش آمد ما از مدح و ثناها و بدآمدنمان از انتقادها و شایعه افکنی ها حب نفس است که بزرگترین دام ابلیس لعین است. ماها میل داریم که دیگران ثناگوی ما باشند گرچه برای ما افعال ناشایسته و خوبیهای خیالی را صد چندان جلوه دهند و درهای انتقاد گرچه به حق برای ما بسته باشد یا به صورت ثناگویی درآید.
یاس و غرور دو پرتگاه مخوف سالک
مغرور به رحمت مباش که غفلت از دوست کنی و مایوس مباش که «خسر الدنیا و الاخره» شوی.
اسارت نفس و شهوات آن
ای عزیز! ملول مشو و بدان که تا انسان در قید اسارت نفس و شهوات آن است و سلسله های طولانی شهوت و غضب در گردن اوست به هیچ یک از مقامات معنوی و روحانی نایل نمی شود و سلطنت باطنیه نفس و اراده نافذه آن بروز نمی کند و مقام استقلال و عزت نفس که از بزرگترین مقامات کمال روحانی است درانسان پیدا نمی شود.
ادامه مطلب...
نگاهی به آسیب های خانواده امروز و علل ضعف در کارکردها
(مرکز امور زنان و خانواده - ریاست جمهوری)
شکی نیست که خانواده امروز ایرانی با خانواده متعادلی که باید سنگ بنای یک جامعه سالم باشد، فاصله زیادی دارد . این خانواده ، از یک سو هنوز گرفتار بعضی سنت های غلط گذشته مانند بی عدالتی و ظلم به زنان بوده و از سوی دیگر آموزه های مدرن مانند انکار تفاوت های جنسیتی، اختلاط نقش ها، فرد گرایی و اصالت لذت های دنیایی ، سلامت، ثبات و حتی کیان خانواده را به خطر انداخته و آسیب های جدی اجتماعی به وجود آورده است ،در حالیکه این موضوع چنان که بایسته است، به دغدغه اصلی اندیشمندان و مسئولان جامعه تبدیل نشده و عمده طرح ها و بودجه هایی که به نام خانواده تصویب می شود، عملا در حوزه مسائل زنان قرار می گیرد ؛ و این در حالی است که سلامت خانواده شرط لازم برای آسایش و سلامت زنان است و با هدف گیری آن، تعالی کل جامعه نیز حاصل می شود؛ لذا آسیب شناسی این نهاد باید به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. برای این مهم، ابتدا باید تعریفی از خانواده متعادل، منطبق با آرمانها و آموزه های اسلامی ارائه کرد تا بر اساس آن، میزان و جهت انحراف نهاد خانواده امروز ایرانی مشخص شده و برنامه ریزی های لازم برای آسیب زدایی از آن به عمل آید. برای تعریف خانواده متعادل، دو بعد کارکردها و ساختار خانواده را مورد بررسی اجمالی قرار می دهیم.
کارکردهای خانواده متعادل
ساختار خانواده
الگوی خانواده دینی
آسیب شناسی خانواده ایرانی
عوامل آسیب زا
تاثیر افراد بر خانواده
انحراف در ساختار خانواده
خرده نظام های تأثیرگذار بر خانواده
ادامه مطلب...
زندگی نامه شهید حاج محمد ابراهیم همت
24 اسفند سال 62 در عملیات خیبر
دوران کودکی دوران سربازی دوران معلمی فعالیت های پس از پیروزی انقلاب نقش شهید در کردستان و مقابله با ضد انقلاب شهید همت و دفاع مقدس ویژگی های برجسته شهید نحوه شهادت
ادامه مطلب...
قسمت اول مقاله: قسمت دوم مقاله: نفوذ بین المللی یهود. جنگ روانی تهاجم تبلیغاتی صهیونیسم. سازمان جهانی صهیونیسم. وظایف این سازمان عبارتند از. سازش مسالمت آمیز. طرح های سازش از سال 1967 ـ 1948. طرح های صلح از 1967 تا198. طرح های سازش از 2000 - 1987. کرانه باختری و دیوار آپارتاید. نتیجه گیری. شرح کامل مباحث در ادامه مطلب:
صهیونیسم یک جنبش سیاسی میباشد که در سده اخیر فعالیت خود را گسترش داده، تا جایی که نام آن هر روز در رسانهها شنیده و فجایع اسفبار این جنبش در سراسر دنیا پخش می شود. عمدهترین آن فجایع که ظهور و بروز یافته است در فلسطین رخ می دهد.
ادامه مطلب...
بر اساس فطرت برای یک زن هیچ چیز پر اهمیت تر از ایفای نقشی که خالق مطلق برای او به عنوان یک همسر و یک مادر ترسیم کرده نیست، مادر هم مربی است و هم متربی، هم الگوست و هم الگوساز، و برای آنکه الگو باشد و الگو بسازد و مربی باشد خود نیازمند آموزش است. آموزشی که او را برای جایگاه و مقام برتر مربی انسان شدن آماده می سازد. او می تواند نجات بخش نسل ها و یا عامل سیه روزی و تباهی و در نهایت سقوط انسان در قعر مادیگرایی صرف باشد. در واقع زنان به جهت تأثیرگذاری عمیق و گسترده ای که در سطوح مختلف جامعه دارند، بهترین عامل جهت سرمایه گذاری حاکمان برای تربیت نسل آتی بشمار می آیند.
حال اگر زنان مقام واقعی خویش را بشناسند و به زن بودن خود ارج نهند، و جایگاه خود را در معرض رقابت بیهوده و ترازوی سنجش با مرد قرار ندهند می توانند نقش تربیت مردان آینده را نیز بدرستی ایفا نمایند و سرنوشت جامعه را آنگونه که می خواهند رقم بزنند. مگر نه اینست که هدف حاکمان در جامعه بشری انتقال الگوها، جهانی شدن فرهنگ، یکسان سازی رفتارها، سلائق و خواست هاست. زنان اگر فریب نخورند، به دلیل فطرت گرا بودن و لطافت روح و دوری از شقاوت می توانند علیه حاکمان سلطه گر جهانی برخیزند و فریب نیرنگ سردمداران نظام سلطه و سرمایه داری را نخورند و خود و نسل آینده را ارزان به منافع سرمایه داری نفروشند.
مؤید این سطور بیانات امام خمینی(ره) در مقام و جایگاه زن است: "زنان سرچشمه صلاح یا فساد جامعه اند چون پایه اجتماع خانواده است و پایه خانواده زن است. نقش زن در اجتماع، از ویژگی های خاصی برخوردار است. او یگانه موجودی است که می تواند از دامن خود افرادی را به جامعه تحویل دهد که برکاتشان به جامعه برسد و حتی به کسب ارزش های والایی منجر شود و یا برعکس. زن مربی انسان هاست و سعادت و شقاوت جامعه بستگی به حرکت او دارد. هم مبدأ همه کمالات اجتماعی می تواند باشد و هم مع الاسف می تواند مبدأ تمام بدبختی های جامعه باشد."
در عصر کنونی زنان به عنوان بردگان جنسی خرید و فروش می شوند و هرچه ظاهر و جسمشان زیباتر باشد گران قیمت ترند، لذا به جهت اینکه مورد توجه نظام برده داری و برده داران مدرن قرار گیرند باید متحمل همه گونه سختی اعم از جسمی و روحی شوند تا ظاهر خود را برای بالا رفتن قیمت مطلوبتر سازند، جراحی های زیبایی، رژیم های لاغری افراطی، ولنگاری در پوشش و افراط در آرایش همه و همه وسیله ای برای خرید و فروش بهتر زن در جهان کنونی است.
خانم دایان پاسنو نویسنده کتاب "فمینیسم رمز و راز زنانگی یا اشتباه"می گوید: "فمینیسم در آمریکا تلاش می کند تا با تأکید بر اهمیت دور نمودن زنان از نقش های سنتی خویش مانند ازدواج و مادر شدن، تعریف تازه ای از زن ارائه نماید. نقش مادری که وظیفه ای طبیعی است، اکنون به صورت امری نامشروع درآمده و زنان برای انتخاب آن تحت فشار زیادی هستند. به عبارت بهتر ازدواج و مادری از نظر فمینیست ها مغایر با طبیعت حقیقی زن تلقی می گردد."
این نقدها خبر از عصیان زن قرن بیست و یکم از بردگی جنسی و بازگشت به فطرت خویش می دهد، او با زبان بی زبانی فریاد می زند که اگر فمینیسم در ریشه اش با انگیزه مقابله با ستم مردان بر زنان تحقق یافته است و 8 مارس بعنوان سمبل حق خواهی زنان ستم دیده مالی از سرمایه داری غرب است اکنون راه را به خطا رفته و هنوز پس از گذشت چندین دهه نه تنها زنان جهان فقیرتر و نیازمندتر به مردان شده اند، بلکه در گذشته اگر تنها نیروی کار خود را ارزان در اختیار مردان قرار می دادند اکنون شرافت زنانه و عفت خویش را به نام آزادی در اختیار هر رابطه غیر قانونمندی قرار می دهند و هر دم مورد بهره برداری مردی قرار می گیرند و دیگر تنها صاحب کارخانه مالک آنان نیست بلکه هر مرد هوس بازِ شهوتران می تواند مالک جسم آنان در ازای مبلغی اندک باشد.
امروز ندای جدیدی در جهان از سوی دین و رهبران دینی بنام انقلاب اسلامی در جهان معاصر طنین انداز شده است این ندا و نگاه جدید به زن که بازگشت به دستورات انبیاء الهی است در عین اینکه زن را همسر و مادر می داند برای او نقش های علمی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز قائل است و این نقش آفرینی را در چارچوب های تعریف شده و در جایگاهی کمال یافته می خواهد.
ارزش زن در این نگاه به شخصیت علمی، سیاسی، اجتماعی و... اوست، نه به جسمش. جسم او در حریم و حرمت است و شخصیت اوست که مورد ارزیابی و ارتقاء قرار می گیرد. او سرمایه علمی و توانائی های اجتماعی، آموزشی خود را برای پیشبرد جامعه مصروف می نماید و در ازای آن مانند هر انسانی و هر مردی ما به ازایی مادی به عنوان دستمزد دریافت می کند تا چرخ زندگی را در کنار همسرش راحت تر به حرکت درآورد و کانون پر مهری برای فرزندان خویش پدید آورند و سازنده نسلی برتر باشند.
پوشش امروز زنان ایرانی
نوع لباس پوشیدن زنان ایرانی با اندکی تدقیق در کنش روزمره آنان به دو دسته تقسیم میشود:
لباسهای محلی که نمود یک فرهنگ فولکلوریک و بومی هستند و در مناطق شمالی و غرب و جنوب و جنوبشرقی ایران، این سنخ پوشش رواج دارد. در این مناطق، «فرهنگ بومی» تا حد زیادی تداوم خود را حفظ کرده و هنوز در متن جامعه حضوری تام را به خود اختصاص داده است به طوری که نوع پوشش ایرانیان در این مناطق، بیانگر خاستگاه قومی و فرهنگی آنان است.
پوشش جدید و بدون زیربنای سنتی پوششی است که با تناسب وضعیت و ساختار اجتماعی و شغلی بانوان مورد استفاده قرار میگیرد. پوشش ایرانیان در این مناطق، جدا از آنکه فاقد عقبه قومی است، این بخش شامل دو نوع نگرش در پوشش است بدین معنا که در نوع اول پوشش، یک امر کاملا «عادی» است و به هیچ روی منطبق با یک متد ازپیشتعیینشده نیست و در نوع دوم متناسب با مشاغل، حرف و کاربریهای مختلف برای بانوان طراحی میشود.
گفتار اول
پوشش زنان شهر نشین ایران امروز.
پوشش زنان در مشاغل مختلف.
لباس زنان کارمند.
لباس زنان پلیس.
لباس زنان آتش نشان.
لباس زنان ورزشکار.
لباس زنان پزشک و پرستار.
لباس معلمان و دانش آموزان .
گفتار دوم
پوشش محلی زنان ایرانی.
اجزای مؤثر در پوشش.
مذهب.
شرایط و عوامل طبیعى.
شیوه معیشت.
منزلت اجتماعى.
شرح کامل موارد گفته شده را در ادامه مطلب مشاهده نمایید :
ادامه مطلب...
آیا تشکیل حکومت یک ضرورت اجتماعی است که هرگز بی نیاز از آن نیستیم؟ یا این که حکومت مولود شرایط ویژه ای است و چون آن شرایط تغییر بکند از حکومت بی نیاز می شویم؟
جامعه شناسان می گویند تشکیل دولت و حکومت در همه شرایط، یک ضرورت اجتماعی است و نمی توان بی نیاز از آن بود و نیاز به تشکیل حکومت از مسائل جدید حیات اجتماعی انسان نیست، این ضرورت مربوط به تمامی دوران های گذشته زندگی مدنی و اجتماعی بشر بوده است. از نظر افلاطون «ارتقای به سطح والای زندگی فرد، بدون دولت امکان پذیر نیست و ارسطو این حقیقت را از مظاهر طبیعی حیات بشری شمرد و می گوید: «دولت از مقتضیات طبع بشری است؛ زیرا انسان بالطبع موجود اجتماعی است و کسی که قائل به عدم لزوم دولت است، روابط طبیعی را ویران می کند و خود یا انسانی وحشی است یا از حقیقت انسانیت خبر ندارد».
ابن خلدون از متفکرین اسلامی، نیز فطری بودن زندگی اجتماعی را برای انسان دلیل بر ضرورت تعاون و تشکیل حکومت و پیروی از یک مرکزیت سیاسی می داند. مسئله ضرورت تشکیل حکومت برای ایجاد نظام و عدالت و ارتقای زندگی انسانی با دید عقلی و نیز از دیدگاه شرع و اسلام از قضایایی است که تصور دقیق آن ما را از توسل به استدلال بی نیاز می سازد.علامه طباطبایی در بحث «ولایت و زعامت در اسلام» مسئله ضرورت تشکیل دولت اسلامی را از نقطه نظر فلسفه اجتماعی اسلام مورد بحث قرار داده است و هم چنین امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در لزوم تشکیل حکومت اسلامی می فرماید: «احکام اسلامی اعم از قوانین اقتصادی، سیاسی و حقوق تا روز قیامت باقی و لازم الاجرا است، هیچ یک از احکام الهی نسخ نشده، از بین نرفته است. این بقا و دوام همیشگی احکام، نظامی را ایجاب می کند که اعتبار و سیادت این احکام را تضمین کرده، عهده دار اجرای آن ها شود؛ چه اجرای احکام الهی جز از ره گذر برپایی حکومت اسلامی امکان پذیر نیست. در غیر این صورت، جامعه مسلماً به سوی هرج و مرج رفته، اختلال و بی نظمی بر همه امور آن مستولی خواهد شد».
به نظر اکثر فقها، خداوند در هر مسئله ای حکمی دارد، به این معنا که در اسلام، تمامی رفتارهای انسان برای آن حکمی در نظر گرفته شده است و از آن جا که برپایی حکومت نیز، گونه ای از رفتارهای انسان است، ناچار باید تحت عناوین احکام اسلامی (واجب، حرام و ...) جای گیرد.
دلایل تشکیل حکومت در جامعه اسلامی
زمانی که در منابع فقه اسلامی به جست و جوی این حکم می پردازیم، با دلایل گوناگون مواجه می شویم که نشان گر «وجوب» برپایی حکومت در جامعه اسلامی است که به چند دلیل اشاره می کنیم:
1- قرآن: بررسی آیات مربوط به احکام و ابعاد حکومت نشان می دهد که بر پایی حکومت در جامعه اسلامی، امری است که نیازی به اثبات ندارد و هیچ تردیدی هم در آن وجود ندارد؛ زیرا اجرای احکام، متوقف بر وجود حکومت است و یا بیان گر تکالیف مردم.به عنوان مثال می توان به موارد زیر اشاره کرد:
وجوب اطاعت از ولی امر، وجوب اجرای حدود، وجوب تهیه و تدارک قوای نظامی برای جنگ با دشمنان خدا و هم چنین احکام مربوط به قضاوت. این نمونه ها، نشان گر این است که برپایی حکومت اسلامی در جامعه جزء ضروریات عقلی است و با توجه به این که حفظ نظام جامعه از واجبات مورد تأکید شرایع الهی است و بی نظمی امور مسلمانان نزد خدا و خالق امری قبیح است و روشن است که حفظ نظام و سد طریق اختلال، جز به استقرار حکومت اسلامی در جامعه تحقق نمی پذیرد، لذا هیچ شک و شبهه ای در وجوب اقامه حکومت باقی نمی ماند.
آیاتی که به این موارد اشاره دارد، چنین است:
- «ان الله یأمرکم ان تؤدوا الأماناتِ الی اهلها و اذا حَکَمتُم بین الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعمّا یعظکم به ان الله کان سمیعاً بصیراً؛خدا به شما امر می کند که البته امامت را بر صاحبان آن ها باز دهید و چون میان مردم حکومت کنید به عدالت داوری کنید همانا خدا شما را پند نیکو می دهد خدا به هر چیز آگاه و بصیر است».
- یا ایها الذین آمنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم فان تنازعتم فی شیءٍ فردّوه الی الله و الرسول ان کنتم تؤمنون بالله و الیوم الاخر ذلک خیرٌ و احسن تأویلاً؛ ای اهل ایمان خدا و رسول و اولی الامر را اطاعت کنید و چون در امری کارتان به گفت و گو و نزاع کشید به حکم خدا و رسول بازگردید، اگر به خدا و روز قیامت ایمان دارید. این کار (رجوع به حکم خدا و رسول) برای شما از هر چه تصور کنید بهتر و خوش عاقبت تر خواهد بود».
البته استدلال به آیات ذکر شده، مبتنی بر اعتقاد دسته ای از مفسران است که خطاب «یأمرکم» را متوجه اولیای امور (گردانندگان حکومت) می دانند.و آیه دوم به مسئله اختلاف بین مردم و مسئولان حکومت در پاره ای مسائل و قضایا و گاه برخورد و درگیری بین آنان اشاره می کند.
- الذین ان مکنّاهم فی الارض اقاموا الصلوه و آتوا الزکوه و آمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبه الامور؛ آنان که اگر در زمین، قدرت و فرمان رواییشان دهیم، نماز را بپا داشته و زکات می دهند، به معروف امر می کنند و از منکر باز می دارند و فرجام امور به دست خداوند است».
تمکّن در زمین به معنای فراهم آمدن امکاناتی است که آنان را در گسترش اسلام و اقامه احکام آن یاری می دهد، اما آن چه در آیه به عنوان برپاداشتن نماز، دادن زکات، امر به معروف و نهی از منکر ذکر شده تنها در حکم نمونه هایی از ابعاد مختلف نظام اسلامی است و این ها جز از طریق حکومت قابل اجرا نیست.به هر صورت، تمکین، در آیه به معنای برپایی حکومت است و این معنا نشان می دهد که برپایی حکومت امری مشروع است زیرا خداوند آن را مایه تمکین مسلمین قرار داده تا حق و عدالت را بر پا دارد.
آیاتی در مورد اقامه حدود الهی:
- السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما؛
- فالزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائه جلده؛
- و الذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا باربعه شهداء فاجلدوهم ثمانین جلده؛
- انما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض ... فی الاخره لهم عذاب عظیم؛
- انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اتاک الله.
اجرای مجازات های ذکر شده که در اصطلاح حدود و تعزیرات گفته می شود، ممکن نیست، مگر از طریق قدرت حکومتی که دارای حق اجرای احکام است. این همان مفهومی است که فقها از احکام مزبور دریافته و آن را به کمک روایاتی که چنین معنایی را می رساند، تأکید کرده اند.هم چون روایت «ابن ابی شیبه» آن را از «عبدالله بن محیریز» نقل نموده است:
«انجام نماز جمعه و به پا داشتن حدود الهی و گرفتن زکات به عهده حاکمان اسلامی است».و هم چنین مانند روایت «حفص بن غیاث» که می گوید:
«از امام صادق ـ علیه السلام ـ پرسیدم: چه کسی ـ سلطان یا قاضی ـ حدود را اجرا می کند؟ امام فرمودند: برپا داشتن حدود الهی به عهده کسی است که حکومت در ید قدرت اوست».
علمای علم کلام و عقاید، وجود چنین احکامی مثل حدود و ... را در آیات، دلیل بر لزوم امامت در جامعه اسلامی، دانسته اند و در فتوای فقها نیز شواهدی وجود دارد که در آن مسئولیت برپایی حدود به عهده حکومت ها قرار داده شده است، مثل فتوای محقق حلّی:
«اگر حاکم، حد قتل جاری ساخت و سپس معلوم شدکه شهادت دهندگان فاسق بوده اند، دیه مقتول بر عهده بیت المال مسلمین است و حاکم و خانواده وی ضامن نیستند».
ابن مرتضی می گوید: «اجرای حدود بر عهده امامان (حاکمان) است».
مقصود از سلطان، امام، حاکم و ... در این فتواها، حکومتی است که اینان در رأس آن قرار گرفته اند. این فتواها روشن می سازد که قرآن کریم در وضع حدود و مانند آن، وجود دولت را امری مسلّم گرفته است.
2- احادیث: در روایات اسلامی، مسئله امامت از جایگاه ویژه ای برخوردار است و اصولاً امامت در مفهوم عامی به کار برده شده است که رهبری غیر معصوم و به طور کلی مفهوم حکومت را در بر دارد. هم چنین اخبار و روایات معتبری وجود دارد که بر لزوم تشکیل حکومت اسلامی تصریح می کند.
امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ می فرماید: این حکم عقلی، چنان بدیهی و روشن است که اگر در منابع متقن اسلامی هم دلیلی بر وجود و لزوم آن پیدا نمی شد، باز هم شکی در صحت آن نبود، با این حال، از طرف شارع مقدس هم دلیل های مختلفی در این زمینه وارد شده است.از آن جمله در کتاب «وافی» بابی است با این عنوان «انه لیس شئ مما یحتاج الیه الناس الا و قد جاء فیه کتاب او سنّه؛ یعنی چیزی از نیازهای مردم نیست، مگر آن که در کتاب و سنت دلیلی برای آن آمده است».
در این باب، روایات زیادی آمده است که به بعضی اشاره می کنیم:
الف) مرازم از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل کرده است که فرمود:
«ان الله تبارک و تعالی أنزل فی القرآن تبیان کل شئ، حتی و الله ما ترک الله شیئاً یحتاج الیه العباد، حتی لایستطیع عبد یقول: لو کان هذا اُنزل فی القرآن الّا و قد أنزله الله تعالی فیه»؛ به راستی که خدای ـ تعالی ـ در قرآن کریم بیان هر چیزی را نازل فرموده است.
بقیه مباحث در ادامه مطلب:
ادامه مطلب...
گرچه نماز چیزی نیست که فلسفه اش بر کسی مخفی باشد، ولی دقت در متون آیات و روایات اسلامی ما را به نکات بیشتری در این زمینه رهنمون می گردد:
1. روح و اساس و هدف و پایه و مقدمه و نتیجه و بالاخره فلسفه نماز همان یاد خدا است, همان « ذکر الله » است که در آیهی فوق به عنوان برترین بیان شده است.
البته ذکری که مقدمه ی فکر, و فکری که انگیزه عمل بوده باشد, چنانکه در حدیثی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ آمده است که در تفسیر جمله ی و لذکر الله اکبر فرمود: ذکرا لله عند ما احل و حرم « یاد خدا کردن به هنگام انجام حلال و حرام »
(یعنی به یاد خدا بیفتد به سراغ حلال برود و از حرام چشم بپوشد.)
بقیه مباحث در ادامه مطلب :
ادامه مطلب...
حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ دوازدهمین پیشوای معصوم, بنابر نظریه مشهور, سحرگاهان پانزدهم شعبان سال 255 (هـ . ق) در سامراء متولد شد.
او هم نام پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ( محمد ) و هم کنیه آن حضرت یعنی ابوالقاسم است.
از جمله لقب های او, حجت, قائم, خلف صالح, صاحب الزمان و بقیه الله به شمار می آید اما مشهورترین آن ها مهدی ـ علیه السلام ـ است.
پدر بزرگوارش, حضرت امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ و مادر گرامیش نرجس خاتون است که او را «سوسن», «ریحانه» و «صقیل» نیز نامیده اند.
امام زمان ـ علیه السلام ـ زمانی تولد یافت که عباسیان حاکم بر سامراء و بغداد, زندگی امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ را کنترل کرده و برای یافتن آخرین حجت الهی و نابودی او سخت می کوشیدند از این رو تولد آن حضرت, بسیار مخفیانه و معجزه آسا صورت گرفت. البته برخی وکلای امام عسکری ـ علیه السلام ـ و شیعیان و خدمتگزاران مطمئنش, از این تولد آگاهی داشتند. مانند محمد بن عثمان عمری, محمد بن اسماعیل بن موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ حکیمه خاتون دختر امام جواد ـ علیه السلام ـ ابو علی بن مطهر, عمرو اهوازی و ابو نصر طریف.
آری! یازدهیمن پیشوای معصوم ـ علیه السلام ـ در فرصت های مناسب, فرزند و جانشین خود را به دیگران می نمایاند و به آنان معرفیش می کرد. چنان که وقتی محمد بن عثمان عمری با چهل نفر دیگر از شیعیان به حضور امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ شرفیاب شدند, آن حضرت, مهدی ـ علیه السلام ـ را به آنان نشان داد و فرمود: این, پس از من, امام شما و جانشین من بین شما است. با وجود این, حضرت حجت ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش همچنان پنهان می زیست تا آن که امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ در سال 260 (هـ . ق) یعنی 28 سالگی با دسیسه معتمد عباسی, مسموم و شهید شد و حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به امامت رسید.
ابوالأدیان می گوید: من از خدمتگزاران امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ بودم و نامه های او را به مناطق مختلف می بردم. روزی آن حضرت به من نامه هایی داد و فرمود: این ها را به «مدائن» ببر, تا پانزده روز در سامراء نخواهی بود, پس از آن وقتی برگردی خواهی یافت که ناله و شیون از خانه من بلند است و جسدم را در محل غسل گذاشته اند.
گفتم: سرورم! اگر چنین شود, چه کسی پس از شما امام است؟ فرمود: هر کس بر جنازه ام نماز بخواند. گفتم: نشانه دیگری ذکر بفرمایید! فرمود: هر کس از آن چه میان همیان است خبر دهد. ابهت امام ـ علیه السلام ـ آن چنان بود که دیگر نتوانستم از او بپرسم مقصودشان از این نشانه چیست.
نامه های آن حضرت را به «مدائن» بردم و پاسخشان را گرفتم. پس از پانزده روز وقتی به سامراء وارد شدم به خانه امام ـ علیه السلام ـ آمدم, ناگاه صدای ناله و شیون از آن جا شنیدم و دیدم برادرش جعفر (کذاب) کنارخانه نشسته است و برخی شیعیان, رحلت امام ـ علیه السلام ـ را به او تسلیت و به امامت رسیدش را تبریک می گویند. از این موضوع در شگفت شدم زیرا من با چشمانم دیده بودم جعفر, شراب می خورد, قمار بازی می کرد و اهل تار و طنبور بود به هر حال من نیز جلو رفتم و رحلت برادرش را به او تسلیت و پیشوائیش را تبریک گفتم اما او چیزی از من نپرسید. ناگاه «عقید» خادم حضرت عسکری ـ علیه السلام ـ حاضر شد و به جعفر گفت: جنازه برادرتان را کفن کردند بیایید بر آن نماز بگذارید. جعفر, همراه برخی شیعیان وارد خانه شدند جسد پاک امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ, میان تابوتی در حیات خانه بود. جعفر پیش رفت تا بر جنازه مطهر امام ـ علیه السلام ـ نماز بخواند. وقتی خواست تکبیر بگوید ناگاه کودک گندم گون و سیاه موی که دندان های پیشینش قدری از هم فاصله داشت, ظاهر شد, جعفر را کنار زد و گفت: عمو! کنا برو! من باید بر پدرم نماز بخوانم, او با چهره ای درهم کشیده کنار رفت و آن کودک بر پیکر پاک امام ـ علیه السلام ـ نماز خواند و او را در خانه اش, جوار قبر امام هادی ـ علیه السلام ـ دفن فرمود.
ابو الأدیان در ادامه می گوید: آن کودک به من رو زد و گفت: ای مرد بصری! پاسخ نامه هایی را که همراهت است بده! آن ها را به او دادم و با خود گفتم: اینها (اقامه نماز بر جسد پاک امام حسن عسکری ـ علیه السلام ـ و در خواست پاسخ نامه ها) دو نشانه امامت اوست و منتظر ماندم تا نشانه دیگر یعنی خبر دادن از آن چه میان همیان است را نیز بیابم.
نزد جعفر آمدم, دیدم داد می کشد و فریاد می کند. شخصی به نام «حاجظ وشاء» به جعفر گفت: آن کودک چه کسی بود؟ جعفر گفت: والله تا به حال او را ندیده ام و نمی شناسم. در این اوضاع, گروهی از قمی ها آمدند وقتی دانستند, یازدهمین امام معصوم ـ علیه السلام ـ رحلت فرموده است. پرسیدند جانشین او کیست؟ برخی گفتند: جانشین او جعفر است, آنان به او سلام کردند و تسلیت و تهنیت گفتند از او پرسیدند: ما نامه ها و پول هایی آورده ایم بفرمایید: نامه را چه کسانی نوشته اند و پول ها چقدر است؟ جعفر, از پاسخ درماند و برآشفته حال برخاست و گفت: اینان علم غیب از ما می خواهند! ناگاه خادمی از خانه بیرون آمد و به قمی ها گفت: نامه ها از فلان کس و فلان کس است و در همیان نیز هزار دینار وجود دارد که ده تای آن ها را زراندود کرده اند. آن مردم وقتی پاسخ پرسش هایشان را صحیح و دقیق یافتند, گفتند: نامه ها و همیان پول را به تو می دهیم تا به آن کسی که تو را برای گفتن آن ها فرستاده است (یعنی حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ ) تحویل دهی! زیرا او امام ما است.
غیبت صغری و کبری
حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ پس از ولادتش دو بار غایب شد که آن ها را غیبت صغری و غیبت کبری گویند.
غیبت صغرای ولی عصر ـ علیه السلام ـ با به شهادت رسیدن امام حسن عسکری در سال 260 (هـ . ق) آغاز شد و تا سال 329 (هـ . ق) ادامه یافت.
امام زمان ـ علیه السلام ـ در دوران غیبت صغری توسط چهار نفر از نایبان خاصش که به نواب اربعه یعنی نایبان چهارگانه معروفتند با مردم ارتباط داشت و به امور آنان رسیدگی می کرد. این چهار نفر عبارت بودند از:
1. عثمان بن سعید عمری
2. ابو جعفر محمد بن عثمان بن سعید عمری
3. ابوالقاسم حسین بن روح
4. ابو الحسن علی بن محمد سمری
مهم ترین تحول و رخ داد دوره نیابت «ابو الحسن علی بن محمد سمری» نوشتن توقیعی از جانب حضرت صاحب الزمان ـ علیه السلام ـ به او بود که در آن فرموده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ای علی بن محمد سمری! خداوند در فقدان تو به برادرانت پاداش بزرگی عطا فرماید, تو تا شش روز دیگر رحلت می کنی, کارهایت را سامان ده و هیچ کس را به جانشینی خود سفارش نکن اکنون زمان غیبت کبری فرا رسیده است و ظهور من فقط با اجازه خدا خواهد بود آن هم از مدتی طولانی صورت می گیرد که در آن مردم, بسیار سخت دلند و سرزمین پر از بیدادگری است کسانی, نزد شیعیان ما ادعا می کنند که مرا می بینند. هر کس پیش از خروج سفیانی و صیحه آسمانی چنین ادعایی بکند, دروغگویی بیش نیست.
جانشینان امام زمان در غیبت کبری
در غیبت کبری, فقیهان با تقوا, عادل و مدیر و مدبر نایبان عام و جانشینان امام مهدی ـ علیه السلام ـ بین مردم به شمار می آیند و مرجعیت دینی و رهبری آنان را بر عهده دارند و چنان که خود آن حضرت نیز در حدیثی بر این نکته تصریح فرمودند:
وجود امام زمان ـ علیه السلام ـ در این عصر بسان خورشید پشت ابر است یعنی پنهان بودن او موجب نمی شود به عالم هستی سود نرساند بلکه آن حضرت حتی در پس پرده غیبت امام زمین و موجب برکت برای اهل آن است.
ملاقات با امام زمان در غیبت کبری: این موضوع, کار ممکنی است هر چند ادعای ملاقات با آن حضرت را از هر کس نمی توان پذیرفت اما در این عصر به اذن خداوند بزرگ و توجهات امام زمان ـ علیه السلام ـ کسانی به حضور آن حضرت شرفیاب شده اند.البته ارتباط با حضرت ولی عصر از راه های دیگر برای عموم مردم ممکن است این کار را می توان از طریق قرائت دعاهایی مانند دعای ندبه, عهد و ... انجام داد زیارت اماکن منسوب به امام زمان ـ علیه السلام ـ راه دیگری برای ارتباط با او است مانند مسجد سهله, مسجد اعظم کوفه و سرداب مقدس در عراق و مسجد حضرت صاحب الزمان معروف به مسجد جمکران قم در ایران.
طولانی بودن عمر حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ
عمر مبارک آن حضرت در غیبت کبری بسیار طولانی است و این موضوع عقلاً محال نیست و به لحاظ علمی نیز ممکن به شمار می آید علاوه بر این افراد بسیاری در امتداد تاریخ زندگی بشر عمر طولانی داشته اند مانند حضرت نوح که امام صادق ـ علیه السلام ـ درباره او می فرماید: نوح 2300 سال زندگی کرد, 850 سال پیش از آن که به پیامبری برانگیخته شود و 950 سال میان قومش به هدایت آنان پرداخت و 500 سال هم پس از آن که کشتی اش به خشکی نشست و آب در زمین فرو رفت آن گاه شهر ها را ساخت و فرزندانش در شهر ها ساکن شدند از دیگر کسانی که عمر طولانی داشته اند مانند: حضرت سلیمان بن داود 712 سال, شداد بن عامر 900 سال و ...
هنگام ظهور حضرت ولی عصر ـ علیه السلام ـ
وقت ظهور امام مهدی ـ علیه السلام ـ دقیقاً مشخص نیست, پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ می فرماید: کسانی که وقت ظهور را معین می کنند دروغ می گویند.
کسی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ پرسید چه میگویید دربارهی کسی که دارای ولایت امامان است؛ و انتظار ظهور حکومت حق را میکشد و در این حال از دنیا میرود؟
امام ـ علیه السّلام ـ در پاسخ فرمود:
هو بمنزله من کان مع القائم فی فسطاطه ـ ثمّ سکت هنیئه ـ ثمّ قال هو کمن کان مع رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ؛ او همانند کسی است که با رهبر این انقلاب در خیمهی او (ستاد ارتش او) بوده باشد ـ سپس کمی سکوت کرد ـ و فرمود مانند کسی است که با پیامبر اسلام (در مبارزاتش) همراه بوده است.
این مضمون در روایات زیادی با تعبیرات مختلفی نقل شده است:
در بعضی «بمنزله الضّارب بسیفه فی سبیل الله؛ همانند شمشیر زنی در راه خدا.»
و در بعضی دیگر «کمن قارع مع رسول الله بسیفه؛ همانند کسی است که در خدمت پیامبر با شمشیر بر مغز دشمن بکوبد.»
در بعضی دیگر «بمنزله من کان قاعداً تحت لواء القائم؛ همانند کسی است که زیر پرچم قائم بوده باشد.»
و در بعضی دیگر «بمنزله من استشهد مع رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ؛ همانند کسی است که با پیامبر شهید شود.»
این تشبیهات که در مورد انتظار ظهور حضرت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه شریف ـ در این روایات وارد شده بسیار پر معنی و روشنگر این واقعیت است که یک نوع رابطه و تشابه در میان مسألهی «انتظار» و «جهاد» و مبارزه با دشمن، در آخرین شکل خود، و جود دارد. (دقت کنید!)
در روایات متعدّدی نیز انتظار چنین حکومتی را داشتن، به عنوان بالاترین عبادت معرفی شده است.
این مضمون در بعضی از احادیث، از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و در بعضی از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده است؛ از جمله در حدیثی میخوانیم که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمود:
«افضل اعمال امّتی انتظار الفرج من الله عزّوجلّ؛ بالاترین اعمال امت من انتظار فرج از ناحیهی خدا کشیدن است.»
و در حدیث دیگری از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ میخوانیم:
«افضل العباده انتظار الفرج»
این حدیث اعم از این که انتظار فرج را به معنی وسیع کلمه بدانیم، و یا به مفهوم خاص یعنی انتظار ظهور مصلح جهانی باشد، اهمیت انتظار را در مورد بحث ما روشن میسازد.
این تعبیرات همگی حاکی از این است که انتظار چنان انقلابی همیشه توأم با یک جهاد و سیع دامنهدار است.
و اگر اعتقاد و انتظار حکومت جهانی مهدی به صورت ریشهدار حلول کند، سرچشمهی دو رشته اعمال دامنهدار خواهد شد (زیرا اعتقادات سطحی ممکن است اثر آن از گفتار و سخن تجاوز نکند اما اعتقادات عمیق همیشه آثار عملی گستردهای به دنبال خواهد داشت)؛ این دو رشته اعمال عبارتنداز:
ترک هر گونه همکاری و هماهنگی با عوامل ظلم و فساد، و حتی مبارزه و درگیری با آنها از یک سو؛ و خودسازی و خودیاری و جلب آمادگیهای جسمی و روحی و مادی و معنوی برای شکل گرفتن آن حکومت واحد جهانی و مردمی، از سوی دیگر.
و خوب که دقت کنیم میبینیم هر دو قسمت آن کاملاً سازنده و عامل تحرّک و آگاهی و بیداری است.
با توجه به مفهوم اصلی «انتظار»، معنی روایات متعددی که دربارهی پاداش و نتیجهی کار منتظران نقل شده بخوبی درک میشود.
اکنون میفهمیم چرا منتظران واقعی گاهی همانند کسانی شمرده شدهاند که در خیمهی حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ یا زیر پرچم او است، یا کسی که در راه خدا شمشیر میزند یا به خون آغشته شده یا شهید گشته است.
آیا اینها مراحل مختلف و درجات مجاهده در راه حق و عدالت نیست که متناسب با مقدار آمادگی و درجهی انتظار افراد است؟
یعنی همانطور که میزان فداکاری مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است، انتظار و خود سازی و آمادگی نیز درجات کاملاً مختلفی دارد که هر کدام از اینها با یکی از آنها از نظر «مقدمات» و «نتیجه» شباهت دارد؛ هر دو جهادند و هر دو آمادگی میخواهند و خودسازی. کسی که در خیمهی رهبر چنان حکومتی قرار گرفته یعنی در مرکز ستاد فرماندهی یک حکومت جهانی است، نمیتواند یک فرد غافل و بیخبر و بیتفاوت بوده باشد؛ آنجا جای هر کس نیست؛ جای افرادی است که بحق شایستگی چنان موقعیت پر اهمیتی را دارند.
همچنین کسی که سلاح در دست دارد و در کنار رهبر این انقلاب با مخالفان حکومت صلح و عدالتش میجنگند، آمادگی فراوان روحی و فکری و رزمی باید داشته باشد.
نقش هر مسلمان در تعیین سرنوشت جامعه و تعهدی که باید در پذیرش مسؤولیت های اجتماعی داشته باشد، ایجاب می کند که او ناظر و مراقب همه اموری باشد که پیرامون وی اتفاق می افتد. این مطلب در فقه اسلامی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر مطرح شده و از مهم ترین مبانی تفکر سیاسی یک مسلمان به شمار می رود؛ چنان که از مهم ترین فرایضی است که وجوب کفایی آن ضروری دین شناخته شده و ضامن بقای اسلام است.
قرآن کریم در بیان صفات ممتاز مؤمنان می فرماید:
«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»
مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند، امربه معروف و نهی ازمنکر می کنند، نماز را برپا می دارند و زکات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می کنند.
به موجب این آیه، افراد مؤمن به سرنوشت یکدیگر علاقمند بوده و به منزله یک پیکر می باشند. پیوند سرنوشت ها موجب می شود که تخلف و انحراف یک فرد، در کل جامعه تأثیر بگذارد؛ چنان که یک بیماری واگیر در صورتی که معالجه نگردد، از فرد به جامعه سرایت نموده و سلامت آن را به خطر می اندازد.
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در این زمینه می فرماید:
یک انسان گنهکار در میان مردم، همانند فرد ناآگاهی است که با گروهی سوار کشتی شده و آن گاه که کشتی در وسط دریا قرار می گیرد، تبری برداشته و به سوراخ نمودن جایگاه خود می پردازد، هر کسی به او اعتراض می کند او در پاسخ می گوید: من در سهم خودم تصرف می کنم؛ به یقین این یک حرف احمقانه است. اگر دیگران او را از این عمل خطرناک باز ندارند، طولی نمی کشد که همگی غرق می شوند.
معروف و منکر که دو مفهوم متقابلند، در لغت به معنای شناخته شده و ناشناخته می باشند؛ و در اصطلاح کارهایی که نیکی یا زشتی آن ها توسط عقل یا شرع، شناخته شده باشند، به ترتیب معروف و منکر نامیده می شوند.
به کارگیری لفظ معروف و منکر در امور مربوط به بایدها و نبایدهای دین، بدین لحاظ است که فطرت پاک انسانی با کارهای معروف آشنا و مأنوس و با زشتی ها و امور ناپسند، بیگانه و نامأنوس است.
بنابراین معروف ومنکر قلمرو وسیعی دارد و در محدوده عبادات یا یک سری از گناهان کبیره نمی گنجند. معروف شامل امور اعتقادی، اخلاقی، عبادی، حقوقی، اقتصادی، نظامی (همانند مرزداری و پیکار در راه خدا) سیاسی (مثل حضور در صحنه های انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن) و امور فرهنگی می شود و منکر نیز شامل منکرات اعتقادی، عبادی، اخلاقی، اقتصادی (مانند کم فروشی و احتکار)، سیاسی (همانند جاسوسی و کمک به ضدانقلاب)، نظامی (نظیر فرار از جبهه و جنگ، عدم رعایت سلسله مراتب فرماندهی) و... می شود در مجموع می توان از معروف و منکر، به ارزش ها و ضد ارزش ها تعبیر نمود.
شرایط وجوب امربه معروف و نهی ازمنکر
1 . باید امر به معروف و نهی از منکر کننده بداند آنچه مکلف ترک نموده، واجب و یا آنچه مرتکب گردیده از منکرات است و بر کسی که چنین علم و آگاهی از کار دیگری ندارد، واجب نیست.
2 . باید آمر یا ناهی احتمال تأثیر دهد پس اگر مطمئن باشد که امر و نهیش مؤثر واقع نمی شود، امر و نهی بر وی واجب نیست.
3 . لازم است امر و نهی کننده بداند که شخص بر گناهش باقی است پس اگر دانست که وی گناهش را ترک نموده و آن را تکرار نخواهد کرد، امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست.
4 . برخورد با گنهکار ضرر و مفسده ای برای امرونهی کننده یا خویشان و برادران دینی اش نداشته باشد؛ مگر معروف و منکر از اموری باشند که شارع مقدس اهتمام ویژه ای نسبت به آن ها دارد؛ مانند حفظ اسلام و شعائر آن و امنیت جان و ناموس مسلمانان، بنابراین اگر شعائر اسلامی یا جان عده ای از مسلمانان در معرض خطر و نابودی شد، باید اصل اهم و مهم مورد توجه قرار گیرد و صرف ضرردیدن موجب سقوط وظیفه نمی شود.
اقسام امر به معروف و نهی از منکر
امر به معروف و نهی از منکر به دو قسم واجب و مستحب تقسیم می شود که عبارتند از:
1 . آنچه انجام آن از نظر عقل یا شرع لازم و واجب و یا ارتکابش از نظر آن دو، زشت و قبیح باشد، امر و نهی در موردشان واجب می گردد.
2 . هر کاری که انجامش از نظر عقل یا شرع خوب و مستحب یا ارتکابش از دیدگاه آن دو، پسندیده نیست، امر و نهیش مستحب است.
گفتنی است امر به معروف و نهی از منکر از واجبات توصلی است یعنی قصد قربت در آن شرط نیست؛ هر چند با داشتن قصد قربت از پاداش الهی نیز برخوردار خواهد شد.
مراتب امر به معروف و نهی از منکر
نخستین و مؤثرترین روش برای دعوت دیگران به نیکی ها و بازداشتن از منکرات، آراستگی خود انسان به تقوی و اخلاق حسنه است. صاحب جواهر از فقهای شیعه در این باره می نویسد:
آری، از بزرگ ترین افراد امربه معروف و نهی ازمنکر و والاترین و مؤثرترین آن ها، خصوصاً نسبت به زعیمان دینی این است که جامه کار نیک بپوشند و در کارهای خیر از واجب و مستحب پیشقدم باشند و جامه زشت کاری را از اندام خود دور کنند و نفس خویش را به اخلاق عالی تکمیل و از اخلاق زشت پاک سازند که این خود سبب مؤثر و کاملی است تا مردم، به معروف گرایش پیدا کرده و از منکر دوری گزینند...
در فقه اسلامی سه مرحله برای این وظیفه مهم در نظر گرفته شده است. هر مرحله نیز خود دارای مراتب و درجاتی است و در صورت مؤثر بودن یک مرحله یا یک مرتبه، اقدام به مرحله یا مرتبه بعدی جایز نیست. آن سه مرحله عبارتند از:
الف) اظهار تنفر قلبی: امرونهی کننده ناراحتی قلبی خود را از منکر واقع شده آشکار کند و به طرف بفهماند که منظورش از این کار، این است که وی معروف را انجام داده و یا منکر را ترک نماید. برای این کار چند درجه است از قبیل روی هم فشردن پلک های چشم و روی ترش کردن، روگرداندن، پشت کردن، ترک رفت و آمد و امثال این ها.
گفتنی است تنفر قلبی از گناه لازمه ایمان بوده و بر همگان واجب عینی است، گرچه توان هیچ گونه امر به معروف و نهی از منکر نداشته باشند و آنچه به عنوان امر به معروف و نهی از منکر باید انجام گیرد، اظهار تنفر قلبی از گناه است.
ب) امر و نهی گفتاری: امام خمینی (قدس سره الشریف) در این زمینه می نویسد:
اگر بداند که از مرتبه اول امربه معروف و نهی ازمنکر نتیجه نمی گیرد، واجب است از مرتبه دوم استفاده کند، در صورتی که احتمال تأثیر بدهد و اگر احتمال دهد که با موعظه و زبان نرم، نتیجه حاصل می شود، نباید به مراحل بعدی تجاوز نماید. اگر بداند که مرحله قلبی اثر ندارد و بایستی با لحن آمرانه امر و نهی کند، باید همین کار را بکند در عین حال باید درجات تندی در گفتار را رعایت نماید.
ج) استفاده از زور و قدرت: اگر دو مرحله قبلی کارآیی نداشته باشند؛ باید از زور و قدرت استفاده گردد، بدین معنا که با اِعمال فشار جلوی انجام گناهان گرفته شود و بین شخص و گناه مورد نظرش فاصله ایجاد گردد. در این مرحله نیز باید از مراتب سبک تر شروع کرد؛ اما در فرضی که بازداری از گناه متوقف بر کتک کاری و ایجاد جراحت و امثال آن باشد، باید با اذن فقیه جامع الشرایط انجام گیرد و در شرایط فعلی که نهادهای قانونی جمهوری اسلامی شکل گرفته، چنین کاری باید با اجازه نهادهای مربوط باشد.
گفتنی است آنجا که از فرد کاری ساخته نیست، باید امربه معروف و نهی ازمنکر به شکل جمعی و گروهی انجام گیرد. همچنین از تدابیر عملی نباید غفلت کرد یعنی باید دید چه طرح و رفتاری، مردم را نسبت به کار نیک تشویق می کند و یا از کار زشت باز می دارد و این به معنای دخالت دادن عقل و منطق، در اجرای قانون امربه معروف و نهی ازمنکر است؛ چرا که اسلام در شیوه های اجرایی این اصل مهم، آن را به عقل و تدبیر انسان وانهاده است تا از هر راه ممکن و مفید، ریشه منکرات را از جامعه برکند. برخلاف واجبات عبادی همانند نماز که شکل انجام آن نیز باید با تعبد به دستور شرع صورت پذیرد.
نتیجه این که امر به معروف و نهی از منکر همچون خون در پیکره دین جریان دارد و ضامن حیات اسلام است. خیزش و قیام مصلحان در جامعه اسلامی نیز، بازتابی از عمل به این فریضه می باشد و اگر مصلحان بزرگی همچون امام حسین ـ علیه السلام ـ نمی بودند، ارزش های انسانی و الهی از بین رفته و اسلام قرن ها پیش توسط تبهکاران دفن شده بود، انقلاب اسلامی ایران، خود یکی از ثمرات و نتایج با ارزش این اصل در جنبه های سیاسی و حکومتی است که توسط مصلح بزرگ، امام خمینی(رحمه الله علیه) رهبری شده و به پیروزی رسید و هم اکنون به زعامت رهبر معظم انقلاب اسلامی به راه خود ادامه می دهد.
تولی و تبرّی
قرآن کریم برای تنظیم روابط اجتماعی وسیاسی پیروان خود، اصلی را به عنوان «تولّی و تبرّی» مشخص کرده و از آنان خواسته تا آن را پایه و محور تلاش ها و روابط خود با دیگران قرار دهند. به موجب این اصل هر فرد مسلمان باید در برابر صالحان و تبهکاران و در مقابل جریان های سیاسی، موضع گیری مناسبی اتخاذ نماید.
بقیه مباحث در ادامه مطلب :
ادامه مطلب...
مقام معظم رهبری ( مد ظله العالی ) :
ولایت فقیه،جایگاه مهندسی نظامی وحفظ خط در جهت نظام وجلوگیری از انحراف به چپ وراست است،این اساسی ترین ومحوری ترین مفهوم و معنای ولایت فقیه است.
مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) :
آنها (دشمنان) وقتی می بینند کشور عقب افتاده دوران رژیم طاغوت،امروز تبدیل به کشوری شده است که در زمینه های علمی وصنعتی دارای شجاعت است ودر میدانهایی وارد کارصنعتی وفناوری پیچیده شده که احساس میکنند سالهای متمادی پیش رفته است.
احساس خطر میکنند.
مقام معظم رهبری (مد ظله العالی ) :
زورگویان عالم،استعمارگران،مستبدان بین المللی،دیکتاتوری های ظالم وخشن،اینها همه درمقابل شما صف آرایی میکنند.محنت درست میکنند.درمقابل اینها باید ایستاد.ملت ما این امتحان را پس داده وموفق هم شده است.
رد پای همسرتان در فیس بوک
مگه می شه ؟ این حرف ها مال اون افرادیه که تربیت درست و حسابی ندارن و پای سفره ی پدر و مادر بزرگ نشدن . من خوب می دونم چطور رفتار کنم که مشکلی پیش نیاد. اصلا امکان نداره پام بلغزه یا خدایی نکرده.....

خیلی اوقات مسائلی که در سطح جامعه بیان می شود و موضوعاتی که در روزنامه ها و سایت ها می خوانیم آنقدر برایمان عادی شده که گمان نمی کنیم شاید روزی برای خودمان یا نزدیکانمان اتفاق بیافتد. انگار این ها قصه ی زندگی کسانی است که از ما خیلی دورند اما واقعیت چنین نیست.
همانطور که وقتی خطر انتشار بیماری مسری را می شنویم ، ترس ابتلا به آن را پیدا می کنیم و حتی اگر بشنویم در کشور مجاورمان بیماری خطرناکی همه گیر شده است ، نگران روزی خواهیم بود که ویروس آن مرزها را بشکند و به کشور ، شهر،محله،کوچه و بالاخره خانه ی ما بیاید ،خیلی از مشکلاتی که این روزها مدام راجع به آن صحبت می شود ، شاید به همین شکل مهمان ناخوانده ی زندگی مان گردد.
اگر یادتان باشد سال گذشته فکر ابتلا به بیماری آنفولانزای نوع A رفتارهای روزمره مان را تحت الشعاع قرار داده بود. پرهیز از خوردن برخی مواد خوراکی تا دستکش دست کردن در مکان های عمومی و یا شستشوی مدام دست با مواد شوینده و.... همه و همه رفتارهایی بود که انجام می دادیم وجالب اینجاست ،خیلی از ما حتی یک نفر را ندیده بودیم که به این ویروس مبتلا باشد؛ اما شدت بیماری و احتمال مرگ در اثر آن ، مارا وادار می کرد به آماری که رسانه ها از مبتلایان به این ویروس می گویند ، اعتماد کنیم و حتی با کم ترین علائم سرماخورگی نگران شویم که نکند ماهم.....
امروزه ویروس های خطرناک تری در کشور ما و دیگر نقاط دنیا وجود دارد که سرایت آن بی صدا و قدم قدم است اما اثرات مهلکش باعث مرگ تدریجی باورها ،فرهنگ ،دین ،سلامت و آینده ی عزیزان ما می گردد.متاسفانه برخی از این بیماری ها دیگر برایمان عادی شده و برای مصون ماندن خود و فرزندانمان هیچ کاری نمی کنیم. نیازی نیست خیلی راه دور بروید.

روزنامه ها را ورقی بزنید یا پای مانیتور بنشینید و در سایت های مختلف گشتی بزنید. این روزها حرف از دختران و پسرانی است که تن به ازدواج نمی دهند، صحبت خانه های مجردی است که مد شده و ازدواج هایی که به طلاق عاطفی می انجامد.رشد روز افزون همسرانی که اگر بر سر هیچ موضوعی توافق نداشته اند ، اما امروز با افتخار از طلاق توافقی دم می زنند و فرزندانی که به خانواده های تک والدینی عادت می کنند. بحث مواد روانگردان نقل محافل خبری شده و کارشناسان از تربیت نسلی نگرانند که بیشتر وقت شان را بجای خانه در مهد کودک ها هستند و نوجوانانی که به راحتی به هرگونه اطلاعاتی دسترسی دارند.
مسائلی چون قطع روابط فامیلی ، قبح زدایی از آرایش های تند و لباس های زننده و روابط آزاد در محل کار و غیره با نامحرم اینها بخشی از موضوعاتی است که با سرعت باور نکردنی در بین خانواده ها و سطح جامعه پخش می شود و خیلی از آنها مرگ تدریجی ما و عزیزانمان را در بر دارد اما نمی دانم چرا برای واکسینه کردن زندگی مان فکری نمی کنیم؟
کدامیک از ما وقتی برای اولین بار رایانه را به خانه هایمان آوردیم و طرز استفاده از آنرا آموختیم ، فکر می کردیم ممکن است همسرمان را در صدای پیاپی کلیک ها ی شبانه گم کنیم یا خودمان در کوچه پس کوچه ی گپ های دوستانه ، وارد رابطه ای شویم که به تعهد زندگی زناشویی مان لطمه می زند؟
قدرت این ویروس های مدرن به خاطر تاثیر گذاری بی صدا و قدم به قدم آنهاست .آنقدر آرام وارد زندگی مان می شوند که گمان نمی کنیم راه خطایی رفته ایم. جزیی از دنیایمان می شوند .با خودشان هزار توجیه و دلیل دارند و ما انسان های قرن اضطراب و استرس،کم شدن معنویت،کیمیا شدن آرامش به هزار دلیل بیرونی و درونی خلاء هایمان را با چیزهایی پر می کنیم که تهی ترمان می کند.
درست است که آنفولانزای نوع A در امریکا ، ایران ، انگلیس ،روسیه و پاکستان تقریبا با مشخصات یکسانی خودش را نشان می دهد و درمان مشابهی هم برای آن پیشنهاد می شود، اما ویروس های رفتاری قدرت این را دارد که با عبور از هر مرزی با توجه به فرهنگ و دین مردم آن مرز و بوم خود را تغییر شکل دهد تا با استقبال بیشتری مواجه گردد. در حالیکه اثرات مخربش تغییری نمی کند.
یکی از این ویروس های جدید ، ارتباط های اینترنتی نامناسبی است که تا چند سال گذشته چندان مرسوم نبود اما با گذشت زمان پر رنگ تر شد و ابزار این نوع ارتباط هم روز به روز قوی تر و با امکانات بیشتری در اختیار افراد قرار گرفت . مسنجرهایی که به وب کم مجهز شدند نیاز به ارسال عکس را از بین می برد و با زائیده شدن فیس بوک خیلی از ابزارهای گذشته در مقابل این وسیله ی ارتباطی سهل و آسان از رده خارج شدند .
فیس بوک هم زاییده ی دنیای معاصر است و شاید نسل جدید نتواند از آن اجتناب کند .وقتی می شنویم که یک پنجم طلاق ها در کشوری مثل آمریکا به نوعی به فیس بوک مرتبط است ، کمی جای تامل دارد .اما وقتی خبر طلاق یک خواننده ی ایرانی از همسرش به دلیل خیانت همسر او در فیس بوک انتشار پیدا می کند ، دیگر جدی تر باید به این موضوع نگاه کنیم. البته عده ای می گویند تنها کار فیس بوک این است که خیانتی که وجود داشته است را قابل پیگیری و رد یابی کرده است اما واقعیت این است که نسل جدید ی از فروپاشی خانواده ها به خاطر آشنایی های مجازی در راه است.

از سال های قبل زمزمه هایی در مورد ارتباط های مجازی نامناسب شنیده می شد اما این روزها این زمزمه ها تبدیل به فریادهایی گوش خراش شده است.ممکن است نظر شما این باشد که شما و دوستان تان حد و مرزها را می شناسید و اگر در دنیای مجازی با کسی وارد ارتباطی شوید ، می دانید که تا کجا پیشروی کنید . اما ارتباطات در دنیای مجازی به خاطر نوع آن و وسیله ای که ما بین دو نفر قرار می گیرد ، قابل کنترل به راحتی دنیای واقعی نیستند.زیرا کلمات تایپ شده از پشت مانیتور ،احساس مخفی درون شان را به خوبی می پوشانند. حسی که می تواند بعد از گذشت مدت زمانی شکل بگیرد و رشد کند .
بیشتر بحث ما بر روی خانواده های تازه شکل گرفته و تقریبا جوان است که به دنیای مجازی علاقه مندند .خیانت هایی که در اطاق مجاور و کنار همسر و فرزند شکل می گیرد و حتی ممکن است به مراحل بعدی نیز کشیده شود .هرچند خیانت اثرات مخربش را خواهد داشت حتی اگر به شکل جسمانی صورت نگیرد.
«برخی رفتارشناسان، تعریف خیانتهای زن و شوهری را بسیار فراتر از چیزی می دانند که عرف و قانون آن را می شناسد. منصور بهرامی عضو ارشد انجمن بین المللی تحلیل رفتار معتقد است:
خیانت جنسی به رابطه نامشروع یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست، گفته می شود و خیانت اینترنتی نیز به گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات فردی متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نیست از طریق چت و اینترنت اطلاق می شود.»برگرفته از مقاله خرده خیانت های زن وشوهری
ممکن است در روزهای اول این کار بیشتر جنبه ی تفریحی داشته باشد و فرد شادی گمشده در زندگی اش و یا هیجانی که سالها آنرا تجربه نکرده است را پشت مانیتور جستجو کند؛ اما دراکثر مواقع این تفریح ، جدی شده و فرد در مقابل شریک زندگی اش سرد می شود. اگر این ارتباط ادامه پیدا کند ، ممکن است فرد همسرش را رها کرده و خود را به آب و آتش بزند تا به معشوقش برسد. اما مدت زمان زیادی طول نمی کشد که هردو می فهمند ،تمام مسیر طی شده اشتباه بود و تحت تاثیر هیجانی قرار گرفته اند که هرچند روز اول خیلی شدت نداشته وتنها در فیس بوک از همکلاسی گذشته شان سراغی گرفته اند و یا باهمکارشان در مسنجر دردو دلی کرده اند اما رفته رفته این رابطه برای شان جدی شده و حال دیگر جزئی از زندگی شان در آمده است.
یکی از کاربران در بخش مشاوره تبیان مشکلش را اینگونه بیان کرده بود:
زنی سی ساله متاهل و دارای یک فرزند هستم.همسرم به کار با رایانه و فیس بوک خیلی علاقه دارد مدتی پیش بر حسب اتفاق رمز فیس او را فهمیده و وارد صفحه اش شدم و متوجه گردیدم از این طریق با زنان و دختران زیادی در ارتباط است و متاسفانه همه صحبتهایشان نیز خلاف شرع و در مورد مسایل جنسی و از این قبیل است و از طریق فیس بوک با هم معاشقه دارند و با بعضی از آنها هم دوست شده و تلفنی در ارتباط است این مساله مرا خیلی آزرده کرده اما از آنجا که همسرم اخلاق خوبی ندارد نمیتوانم مستقیما در این مورد با او صحبت کنم و اگر این مسئله عنوان شود مسلما منجر به هم پاشیدن زندگیم میگردد و به خاطر دخترم راضی به این کار نیستم. لطفا مرا راهنمایی کنید که گونه با این وضعیت کنار بیایم ؟
به نظر شما چگونه می توان به زنی که همسرش در خانه و کنار او وفرزندشان به دیگری ابراز عشق وعلاقه می کند و زمانی را که باید با آنها بگذراند را به غریبه هایی اختصاص می دهد که گمان می کند آشنا هستند ،می توان کمک کرد تا زندگی اش را حفظ کند.
بعضی مسائل به سادگی قابل پیشگیری است . می توان از تمام این وسایل استفاده کرد اما حد و حدود را از بین نبرد.ارتباط در دنیای مجازی همان قواعد دنیای واقعی را دارد. گاهی خطرناک می شود ،گاهی سودمند. اگر ما در محل کار همکارمان را به نام کوچک صدا نمی زنیم ،در مسنجر و چنین گفتگو هایی نیز نباید حدود را فراموش کنیم . اگر مشکلی در زندگی خانوادگی ما وجود دارد یک مشاور امین بهتر از یک همکار غیر همجنس یا غریبه ای است که در دنیای مجازی با آن آشنا شده ایم . ضربه های چنین ارتباطاتی علاوه بر خانواده ،خود فرد را نیز نابود می کند زیرا چنین علاقه هایی دل بستن به سرابی بیش نیست.
منبع : سایت تبیان
ندا داودی

تبیان: شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد ( archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود .
شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است.
این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند:
Atheism - : خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.
Not dualistic - : روح و جسم غیرقابل دیدن هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.
Autodeists - : خود پرستی ، خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.
Materialistic - : اعتقاد به اصالت ماده
- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است .
- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.
- عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.
- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر شکلی انجام آنها لازم و ضروری است .
در بررسی نمادهای متعلق به شیطانپرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .
در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر ، گردنبند ، تصاویر بر روی دستبندها ، پیراهن ، شلوار ، کفش ، ادکلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار میگیرد :

اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطانگرایی به همراه دایره حذف کنیم ، آن وقت یک ستاره پنجضلعی بر جای میماند که همان نشانه ستاره صبح یا پنتاگرام (pentagram) باقی میماند .

این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینکه انواع آن گاه پنجضلعی وارونه (snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطانپرستان به چشم میخورد .
برخی از شیطانگرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه نفوذ شیطانگرایی را در نقشه ذیل توصیف مینمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)
درمیان پنتاگراهای قبلی تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی ، به این معناست که مسیحیان معتقدند که مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده است و با توجه به اینکه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره میدانند این آرم را انتخاب کردهاند.

666: یک سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروههای هوی متال وارد ایران اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطانپرستان تلقی میشود و براساس مکاشافات 13:18 « ... پس هر کس حکمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا که عدد انسان است و عددش 666 است . » از سالها پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ کشور مشاهده میشد .

صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حکایت از « وارونه شدن مسیحیت دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین است . صلیب وارونه در گردن بندهای بسیاری مشاهده شده و خوانندههای راک انواع مختلف آنرا به همراه دارند .

نماد صلیب شکسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یک نماد باستانی است که در برخی فرهنگهای دینی همچون کتیبههای بر جای مانده از بوداییها و مقبرههای سلتی و یونانی دیده شدهاست .
لازم به توضیح است این علامت سالها بعد توسط هیتلر به کار رفت ، لکن برخی با هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطانپرستی کردند .

چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفکری نیز به کار میرود . اما شیطانپرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « چشم شیطان » است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .
این علامت در پیشگویی ، جادوگری ، نفرینگری و کنترلهای مخصوص جادوگری مورد استفاده قرار میگیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریکایی به کار رفته است .

این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاءمیشود و سمبل شهوترانی و باروری است .
این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر میشود . امروزه نماد “ فمنیسم “ در واقع یک نماد برداشت شده دقیقا از سمبلهای شیطانی است .
پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است که رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایتهای آشکار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی کشور نامشروعش در کانون علائم شیطانگرایان نیز پرهیز ندارد .

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینکه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم باستان به شمار می آمده است شیطانپرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک انتخاب کردهاند .
همچنین گفتنی است که فمنیستها از دو تبر رو به بالا به معنی مادرسالاری باستانی استفاده مینمودند.

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba"al بعل خدای باروی مصر باستان) ، بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یکی از راههای شیطانپرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته میشود که مسیح مانند برهای برای گناهان بشر کشته شد . همانطور که در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،این نماد تصویر کاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .

هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد که « هر چه تخریب کننده است تو انجام بده » این نماد عمدتا مورد استفاده گروههای هویمتال است .
این علایم وتوضیحات رو برای این روی وبلاگم گذاشتم تا جوانهای مسلمان ملت عزیزمان ایران با آن آشنا شوند واز روی آوردن به آنها خودداری کنند.
نمودار سال جهاد اقتصادی مطرح شده دربیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) در حرم مطهر رضوی _ 01/01/1390
برای مشاهده نمودار به ادامه مطلب بروید
ادامه مطلب...
Persian Gulf

منبع : همشهری آنلاین
واحد مبارزه با جرایم رایانهای به کاربران اینترنت در هنگام کار با پست الکترونیک هشدار جدی داد
فضای مجازی اینترنت سرشار از تبلیغات فریبنده است که کاربران را به پولدارشدن از راههای جدید در پوشش عناوینی همچون بازاریابی شبکهای و تجارت الکترونیک وسوسه میکند.
اداره اجتماعی پلیس آگاهی ناجا در واحد مبارزه با جرایم رایانهای به کاربران اینترنت در هنگام کار با ایمیل هشدار داد:
1ــ از باز کردن فایلهای ارسال شده (attachment) توسط ایمیلهای ناشناس خودداری کنید، زیرا ممکن است فایلها حاوی برنامههای مخرب جهت سرقت اطلاعات شخصی یا از کار انداختن رایانه شما باشد.
2ــ بهترین راه برخورد با نامههای الکترونیک ناشناس حذف نامهها و پیوست آنها است.
3ــ اگر پیام الکترونیکی از دوست یا همکار خود دریافت کردید که در بازکردن ضمیمه فایل تاکید دارد، حتما قبل از باز کردن ضمیمه با فرستنده آن هماهنگی کنید.
4ــ از ذخیره کردن گذر واژه پست الکترونیکی خود، خووداری کنید.
5ــ از باز کردن نامههای پست الکترونیک با عناوین نامشروع خودداری و سعی کنید از دادن اطلاعات شخصی و عضویت در این نوع گروهها اجتناب کنید.
6ــ در اینترنت (فضای مجازی) سایتهایی هستند که با عضویت در آن تعدادی نامه الکترونیکی مشخصی را به فرد عضو شده میفرستد که فرد با باز کردن آن نامههای الکترونیک که حاوی پیغامهای تبلیغاتی است و در ازای خواندن آن مبلغی از پنج سنت تا دو دلار در یک حساب تجاری که خود شرکت معرفی کرده واریز میکنند، اما هویت و چگونگی برداشت از حساب معرفی شده دارای وجود خارجی نیست. لذا نتیجه کار تنها اتلاف وقت کاربران و صرف هزینههای مربوط به اتصال اینترنت است.
7ــ فضای مجازی اینترنت سرشار از تبلیغات فریبنده است که کاربران را به پولدارشدن از راههای جدید در پوشش عناوینی همچون بازاریابی شبکهای و تجارت الکترونیک وسوسه میکند، بدون شک ورود کاربران به این بازیها یک دسیسه هرمی بیش نیست که به پولدارشدن بازیگردانان منتهی میشود.
8ــ به نامههای الکترونیک ارسالی ناشناس که خبر برنده شدن مبالغ قابل توجهی پول را به شما میدهند، توجه نکنید، این روش دامی برای کلاهبرداری از شماست.
منبع: طلبه بلاگ
با توجه به اینکه علم و دانش امروزه به عنوان پایگاه اصلی قدرت و ثروت در سطح جهان مطرح هست ، از همین رو هر کشوری برای بقا باید به سمت تولید علم و فن آوری برود و در عرصه ی جهانی از رقبای خود عقب نماند . در کشور اسلامی ما نیز بسیج به عنوان زیرساخت های اصلی علم و دانش باید به سمت رشد خلاقیت علمی و پژوهشی پیش بروند و هر لحظه آماده ی دفاع از مرزهای علمی ، فرهنگی و اجتماعی جامعه باشند . در طی مسیر پیشرفت کشور ، بسیج می تواند ایفاگر نقش های مهمی باشد . بزرگترین نقطه قوت بسیج ، انسجام و حرکت یکپارچه در راستای فرامین حضرت امام (ره) و رهبری است و امروز رسالت بسیج ایجاب می کند که حتی باید به سمت ارتشی بیش از 20 میلیون پیش برویم و آن را آماده ی نبرد در میدان های علمی کنیم ، چرا که الان جنگ فیزیکی معنا ندارد ، گرچه در این باره هم باید هر لحظه آماده باشیم ، اما امروز جنگ علم و دانش وجود دارد و هر کشوری که نتواند در این میدان پیروز شود ، بدون شک حذف خواهد شد ، از همین روست که می بینیم قدرت های استکباری با پیشرفت های علمی کشورمان مخالفند .
پیشرفت های علمی ، پایه های استقلال یک ملت را تقویت می کند و مانع تسلط بیگانگان می شود . مقام معظم رهبری در این باره فرمودند : « باید علم را که مایه ی اقتدار ملی است ف همه جدّی بگیرند و دنبال کنند . کشوری که مردم آن از علم بی بهره باشند هرگز به حقوق خود دست نخواهند یافت نمی شود علم را از دیگران گدایی کرد . علم درون جوش و درون زاست . باید استعدادهای یک ملّت بکار افتد تا یک ملّت به معنای حقیقی کلمه ، عالم بشود . » اقشار مختلف بسیج ، با الهام از فرمایشات مقام عظمای رهبر و مولای خویش ، و با همت بلند و پشتکار فراوان ، نبوغ و استعدادهای خدادادی خویش را بکار گرفتند و اکنون به مرتبه ای از قدرت علمی نائل شده اند که توجه دیگر ملت ها را به سوی خویش جلب نمودند .
بطور مثال ، پیشرفت های علمی در انرژی صلح آمیز هسته ای حاصل تفکر ایرانی اسلامی می باشد و در نبرد علمی در دنیای امروز کشورهای زورگو می خواهند جمهوری اسلامی ایران را از حقوق مسلم خود محروم کنند و با فعالیت ما در زمینه علمی مخالفند ، که برای اثبات این حق و حقوق باید به تربیت نسلی انقلابی ، فرهیخته ، پژوهشگر و عالم بپردازیم که قطعاً چنین توانمندی در بسیج دانش آموزی وجود دارد ، از طرفی هم باید نقاط ضعف موجود را ساماندهی کرده و به سمت فتح قله های علم و دانش جهانی پیش برویم .
در دنیای امروزی که نبردهای علمی و دانشی در جهان وجود دارد ، می توان گفت بسیج که مختص نبرد در جبهه های حق علیه باطل بود ، امروزه فرهنگ ایثار و مقاومت دیروزی را با علم و دانش پیوند زده و به آینده ای روشن و درخشان درعرصه های جهانی می اندیشد .
به لطف الهی بسیج ، هر چه که جلوتر آمده ، برکات آن بیشتر شده و با توجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب امروز بسیج گام به گام به آن اهداف عالی خود نزدیک شده ، گرچه تا رسیدن به اهداف عالیه راه زیادی باقی مانده ، اما گام های خوبی نیز تاکنون برداشته شده است .
شایسته است دانش آموزان بسیجی به عنوان نماد نوآوری و شکوفائی ، پیشتاز در هموارسازی بستر دستیابی به قدرت علمی فناوری و فرهنگی باشند ، و این امر میسر خواهد بود ، چرا که در جامعه دانش آموزی کشور جمع کثیری به عنوان بسیجی و با روحیه ی انقلابی پیشتاز هستند و در عرصههای مورد نیاز حضوری ایثارگرانه دارند .
بحمدلله بسیج نهادی است که در طول سالیان گذشته بر حسب شرایط محیطی با نوآوری فعالیتهای نوگرایانه و تأثیرگذار بر جامعه داشته است و این مدیون نیروهای خلاق تحول آفرین است که در اقشار مختلف بسیج در راستای شکوفائی انقلاب اسلامی در عرصههای مختلف ، فعالیت دارند ، از جمله دانشآموزان بسیجی که با اراده و اعتماد به نفس و بصیرت و تهذیب نفس توانستهاند در عرصههای علمی بدرخشند و با فتح سکوهای علمی جهان فتخاراتی برای کشور در راستای تحقق جنبش نرم افزاری و تولید علم بیافرینند .
پوشش و عفاف از آن جهت که یک امر فطری است و برای حیات اجتماعی انسان ضرورت دارد، در ادیان و مذاهب الاهی دارای جایگاه خاصی است.
به ادامه مطلب بروید.
ادامه مطلب...
ما براى پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصى قائل هستیم که نظر عقلى آن راموجه مىسازد و از نظر تحلیل مىتوان آن را مبناى حجاب در اسلام دانست.
واژه«حجاب»
پیش از اینکه استنباط خود را در این باره ذکر کنیم لازم استیک نکته رایادآورى کنیم.آن نکته این است که معناى لغوى«حجاب»که در عصر ما این کلمهبراى پوشش زن معروف شده است چیست؟کلمه«حجاب»هم به معنى پوشیدن استو هم به معنى پرده و حاجب.بیشتر، استعمالش به معنى پرده است.این کلمه از آنجهت مفهوم پوشش مىدهد که پرده وسیله پوشش است،و شاید بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششى حجاب نیست،آن پوشش«حجاب»نامیده مىشود که ازطریق پشت پرده واقع شدن صورت گیرد.در قرآن کریم در داستان سلیمان غروبخورشید را این طور توصیف مىکند: حتى توارت بالحجاب (1) یعنى تا آن وقتى کهخورشید در پشت پرده مخفى شد.پرده حاجز میان قلب و شکم را«حجاب» مىنامند.
در دستورى که امیر المؤمنین علیه السلام به مالک اشتر نوشته است مىفرماید: «فلا تطولن احتجابک عن رعیتک» (2) یعنى در میان مردم باش،کمتر خود را در اندرونخانه خود از مردم پنهان کن;حاجب و دربان تو را از مردم جدا نکند،بلکه خودت رادر معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعیفان و بیچارگان بتوانند نیازمندیها وشکایات خود را به گوش تو برسانند و تو نیز از جریان امور بى اطلاع نمانى.
ابن خلدون در مقدمه خویش فصلى دارد تحت عنوان«فصل فی الحجاب کیف یقع فىالدول و انه یعظم عند الهرم».در این فصل بیان مىکند که حکومتها در بدو تشکیل میانخود و مردم حائل و فاصلهاى قرار نمىدهند ولى تدریجا حائل و پرده میان حاکم ومردم ضخیمتر مىشود تا بالاخره عواقب ناگوارى به وجود مىآورد.ابن خلدون کلمه«حجاب»را به معنى پرده و حائل(نه پوشش)به کار برده است.
استعمال کلمه«حجاب»در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است.درقدیم و مخصوصا در اصطلاح فقها کلمه«ستر»که به معنى پوشش استبه کار رفتهاست.فقها چه در کتاب الصلوة و چه در کتاب النکاح که متعرض این مطلب شدهاندکلمه«ستر»را به کار بردهاند نه کلمه«حجاب»را.
بهتر این بود که این کلمه عوض نمىشد و ما همیشه همان کلمه«پوشش»را بهکار مىبردیم، زیرا چنانکه گفتیم معنى شایع لغت«حجاب»پرده است و اگر در موردپوشش به کار برده مىشود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن است و همین امر موجبشده که عده زیادى گمان کنند که اسلام خواسته است زن همیشه پشت پرده و در خانهمحبوس باشد و بیرون نرود.
وظیفه پوشش که اسلام براى زنان مقرر کرده استبدین معنى نیست که از خانه بیرون نروند.زندانى کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست.در برخى از کشورهاىقدیم مثل ایران قدیم و هند چنین چیزهایى وجود داشته است ولى در اسلام وجودندارد.
پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود رابپوشاند و به جلوهگرى و خودنمایى نپردازد.آیات مربوطه همین معنى را ذکر مىکند وفتواى فقها هم مؤید همین مطلب است و ما حدود این پوشش را با استفاده از قرآن ومنابع سنت ذکر خواهیم کرد.در آیات مربوطه لغت«حجاب»به کار نرفته است.آیاتىکه در این باره هست،چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره مبارکه احزاب،حدودپوشش و تماسهاى زن و مرد را ذکر کرده استبدون آنکه کلمه«حجاب»را به کاربرده باشد.آیهاى که در آن کلمه«حجاب»به کار رفته است مربوط استبه زنانپیغمبر اسلام.
مىدانیم که در قرآن کریم درباره زنان پیغمبر دستورهاى خاصى وارد شده است. اولین آیه خطاب به زنان پیغمبر با این جمله آغاز مىشود: یا نساء النبى لستن کاحد منالنساء یعنى شما با سایر زنان فرق دارید.اسلام عنایتخاصى داشته است که زنانپیغمبر،چه در زمان حیات آن حضرت و چه بعد از وفات ایشان،در خانههاى خودبمانند،و در این جهتبیشتر منظورهاى اجتماعى و سیاسى در کار بوده است.قرآنکریم صریحا به زنان پیغمبر مىگوید: و قرن فى بیوتکن یعنى در خانههاى خودبمانید.اسلام مىخواسته است«امهات المؤمنین»که خواه ناخواه احترام زیادى در میانمسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نکنند و احیانا ابزار عناصر خودخواه وماجراجو در مسائل سیاسى و اجتماعى واقع نشوند.و چنانکه مىدانیم یکى از امهاتالمؤمنین(عایشه)که از این دستور تخلف کرد ماجراهاى سیاسى ناگوارى براى جهاناسلام به وجود آورد.خود او همیشه اظهار تاسف مىکرد و مىگفت دوست داشتمفرزندان زیادى از پیغمبر مىداشتم و مىمردند اما به چنین ماجرایى دست نمىزدم.
سر اینکه زنان پیغمبر ممنوع شدند از اینکه بعد از آن حضرت با شخص دیگرىازدواج کنند به نظر من همین است;یعنى شوهر بعدى از شهرت و احترام زنشسوء استفاده مىکرد و ماجراها مىآفرید.بنابر این اگر درباره زنان پیغمبر دستور اکیدترو شدیدترى وجود داشته باشد بدین جهت است.
به هر حال آیهاى که در آن آیه کلمه«حجاب»به کار رفته آیه53 از سوره احزاب است که مىفرماید: و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من وراء حجاب یعنى اگر از آنهامتاع و کالاى مورد نیازى مطالبه مىکنید از پشت پرده از آنها بخواهید.در اصطلاحتاریخ و حدیث اسلامى هر جا نام«آیه حجاب»آمده است مثلا گفته شده قبل از نزولآیه حجاب چنان بود و بعد از نزول آیه حجاب چنین شد،مقصود این آیه است کهمربوط به زنان پیغمبر است (3) ،نه آیات سوره نور که مىفرماید:
قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم-الى آخر-قل للمؤمنات یغضضن منابصارهن .
یا آیه سوره احزاب که مىفرماید:
یدنین علیهن من جلابیبهن الى آخر.
اما اینکه چطور در عصر اخیر به جاى اصطلاح رایج فقها یعنى ستر و پوششکلمه حجاب و پرده و پردگى شایع شده استبراى من مجهول است،و شاید از ناحیهاشتباه کردن حجاب اسلامى به حجابهایى که در سایر ملل مرسوم بوده استباشد.مادر این باره بعدا توضیح بیشترى خواهیم داد.
سیماى حقیقى مساله حجاب
حقیقت امر این است که در مساله پوشش-و به اصطلاح عصر اخیر حجابسخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که آیا زن و تمتعات مرد از زن باید رایگان باشد؟آیا مرد باید حقداشته باشد که از هر زنى در هر محفلى حداکثر تمتعات را به استثناى زنا ببرد یا نه؟
اسلام که به روح مسائل مىنگرد جواب مىدهد:خیر،مردان فقط در محیطخانوادگى و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین مىتوانند اززنان به عنوان همسران قانونى کامجویى کنند،اما در محیط اجتماع استفاده از زنان بیگانه ممنوع است.و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگى کامیابسازند به هر صورت و به هر شکل ممنوع مىباشند.
درست است که صورت ظاهر مساله این است که زن چه بکند؟پوشیده بیرونبیاید یا عریان؟ یعنى آن کس که مساله به نام او عنوان مىشود زن است و احیانا مسالهبا لحن دلسوزانهاى طرح مىشود که آیا بهتر است زن آزاد باشد یا محکوم و اسیر و درحجاب؟اما روح مساله و باطن مطلب چیز دیگر است و آن اینکه آیا مرد باید دربهرهکشى جنسى از زن،جز از جهت زنا، آزادى مطلق داشته باشد یا نه؟یعنى آن که دراین مساله ذى نفع است مرد است نه زن،و لااقل مرد از زن در این مساله ذىنفعتراست.به قول ویل دورانت:
«دامنهاى کوتاه براى همه جهانیان بجز خیاطان نعمتى است.»
پس روح مساله،محدودیت کامیابیها به محیط خانوادگى و همسران مشروع،یاآزاد بودن کامیابیها و کشیده شدن آنها به محیط اجتماع است.اسلام طرفدار فرضیهاول است.
از نظر اسلام محدودیت کامیابیهاى جنسى به محیط خانوادگى و همسرانمشروع،از جنبه روانى به بهداشت روانى اجتماع کمک مىکند،و از جنبه خانوادگىسبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقرارى صمیمیت کامل بین زوجین مىگردد،و ازجنبه اجتماعى موجب حفظ و استیفاى نیروى کار و فعالیت اجتماع مىگردد،و از نظروضع زن در برابر مرد،سبب مىگردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.
فلسفه پوشش اسلامى به نظر ما چند چیز است.بعضى از آنها جنبه روانى دارد وبعضى جنبه خانه و خانوادگى،و بعضى دیگر جنبه اجتماعى،و بعضى مربوط استبهبالا بردن احترام زن و جلوگیرى از ابتذال او.
حجاب در اسلام از یک مساله کلىتر و اساسىترى ریشه مىگیرد و آن این استکه اسلام مىخواهد انواع التذاذهاى جنسى،چه بصرى و لمسى و چه نوع دیگر،بهمحیط خانوادگى و در کادر ازدواج قانونى اختصاص یابد،اجتماع منحصرا براى کارو فعالیتباشد.بر خلاف سیستم غربى عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذتجوییهاىجنسى به هم مىآمیزد اسلام مىخواهد این دو محیط را کاملا از یکدیگر تفکیک کند.
جوانها باید فکر کنند،
بیندیشند،
بصیرت خودشان را افزایش بدهند.
معلمان روحانی ، متعهدان
موجود در جامعه ی ما ازاهل
سواد وفرهنگ ، از دانشگاهی
وحوزوی ، باید به مسئله ی
بصیرت اهمیت بدهند.
مقام معظم رهبری(مدظله العالی)
نقش بسیج در نهضت تولید علم
نویسنده: سید مهدى میرباقرى
بحث جنبش نرم افرازی را با طرح چند سوال آغاز می کنم.آیا اصولا چیزی به نام علم اسلامی وجود دارد؟آیا تولید علم اسلامی یک ضرورت به شمار می رود؟آیا می توان علم رابه اسلامی و غیر اسلامی تقسیم کرد؟یا اینکه علم،نه اسلامی است ونه ضد اسلامی،بلکه موضوعی است که ازحوزه دخالت دین خارج است؟
ازآنجا که ما معتقد به علم اسلامی هستیم یکی ازضرورت های بقا وتوسعه انقلاب اسلامی را تولید نرم افزارهاوعلوم دینی برای اداره جامعه می دانیم. اعتقاد به اداره اسلامی جامعه با انکار علم اسلامی ،سازگاری ندارد وبسیار شگفت انگیزاست که عده ای به حکومت اسلامی معتقدند اما اعتقادی به علم اسلامی ندارند . برخی اساسا حکومت اسلام را در عرصه زندگی اجتماعی نمی پذیرند ومعتقدند در عرصه حیات اجتماعی، عرصه دینداری ، عبادت و پرستش خدا نیست.
یکی دیگر از ضرورت ها، حرکت به سمت تولید علم اسلامی است،.به اینکه اگر در مقیاس جهانی آرمان هایی را پدید آوردیم و باید آن را به پذیرش جامعه جهانی هم برسانیم وهویت تمدن اسلامی را در جهان شکل دهیم، درگام بعد باید به دنبال ایجاد یک هوشمندی متناسب با پذیرش جامعه جهانی،باشیم. بنابراین راهی طولانی پیش روی ما است و ما درنقطه آغازین آن قرار داریم.
درحال حاضر،میان عقلانیت مذهبی جامعه وعقلانیت تجربی و نظری هماهنگی وجود ندارد و این دو دارای دو روش محاسبه متفاوت می باشند.تفاوت های موجود در ساختار جامعه دینی،ناشی از همین تفاوت است؟اگر چنین ضرورتی پذیرفته شود پرسش اینجاست که جایگاه بسیج در تولیدعلم اسلامی و تحقق حرکت عمومی به سمت تولید علم کجاست؟
باید به این نکته توجه داشت که وقوع یک انقلاب فرهنگی نیازمند تعریف یک نظام برنامه ریزی و سازماندهی شده برنامه است.البته سازمان نیز شامل سطوح مختلفی از فعالیت ها است.به عنوان مثال ،در یک درگیری نظامی،سطوح مختلفی از فعالیت ها وجود دارد که هر سطح،به میزان نسبی از توان،کارآمدی و فناوری برخوردار است.در ساز وکار فرهنگی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد.
سطوح فعالیت های فرهنگی مورد نیاز برای ایجاد «نهضت نرم افزاری» متفاوتند و بسیج پیکره گسترده ای است که همه لایه های جامعه را در برمی گیرد . پس می توان ارتباطی تنگاتنگ بین این حرکت و بسیج تعریف کرد.بسیج فرهنگی در حوزه های مختلفی چون دانشگاهها ،تحت عنوان بسیج دانشجویی واساتید و در مدارس تحت عنوان بسیج دانش آموزی وجود دارد. حرکت بسیج باید متناسب با جایگاه خویش ونیازهای مرحله ای انقلاب اسلامی باشد.
اگر بسیج دانشجویی،اساتید و دانش آموزی فعال شوند، فرهنگ سازی وتولید علم نیز امکان پذیر خواهد شد.برای این کار، تلاش های بسیاری باید صورت گیرد.
از جمله این اقدامات،نقدعلمی (نه سیاسی) است.تمدن غرب باید به صورت جدی مورد نقد علمی قرار گیرد وبا ادبیات علمی،بحران های پیش روی این تمدن وعدم کارآمدی آن در حل این بحران ها بیان گردد.
این کار علمی دقیقاً نقطه مقابل اقداماتی است که دشمن انجام می دهد وتلاش دارد ثابت کند دین در عرصه تمدن سازی و رفع نیازهای اجتماعی،کار آمدی ندارد.از این رودر برابر،باید اثبات کرد که تمدن غرب ، توان پاسخگویی به نیازهای اجتماعی بشر را ندارد .این کار،نیازمند یک تلاش جدیدعلمی است باید ثابت کرد که تامین سعادت بشر در گرو هدایت اسلامی است.اما این اقدام باید با ادبیات وشیوه های کاملا علمی صورت گیرد.این تلاش علمی نیازمند پژوهش بسیار گسترده ای در عرصه های مختلف است.
با این وصف، نقد علمی غرب در ابعاد گوناگون سیاسی ،فرهنگی واقتصادی، امری ضروری وپیش روی ماست و به نظر می رسد بسیج دانشجویی توان انجام این مسئولیت را دارد.در حال حاضر،غرب با شیوه های گوناگون به نقد علمی ادیان الهی ،توحید، اسلام ناب و کارآمدی آن در حل نیازهای بشری دست زده است.در دو دهه اخیر،انقلاب اسلامی ایران در دوحوزه مورد انتقاد واقع شده است.
حوزه نخست نقد آرمان ها وایده های انقلاب اسلامی است که گاهی به فلسفه سیاسی انقلاب تعبیر می شود وایشان با نقدایدئولوژی انقلاب که مباحث فراوانی پیرامون آن صورت گرفته است به طرح سوالاتی از این قبیل می پردازد که آیا اصولا قالبی به نام حکومت اسلامی وجود دارد؟آیا اسلام می تواند در عرصه حکومت به توفیق دست یابد؟ و مانند آن این نقد های جدی با اشکال گوناگون بر ضد انقلاب اسلامی ایران،در حال انجام است.
حوزه دوم اما عرصه نقد دیگر که جدی تر است،بحث از کارآمدی انقلاب اسلامی در حل مشکلات اجتماعی بشر است که با ادبیات علمی از سوی آنها مورد نقادی قرار می گیرد.متفکران تمدن مادی درصددند از نظر علمی ثابت کنند تحقق این ایده ها ممکن نیست.آنها انقلاب اسلامی را به ذهن گرایی و ایده پردازی متهم می سازند. از این رو چالش پیش روی ما در این مرحله،نقد علمی انقلاب اسلامی است. پاسخگویی به این نقد،نیازمند هوشمندی وعقلانیت است واین امر،رسالت عالمان جامعه در دو نهاد حوزه و دانشگاه را دوچندان می سازد..
گام دیگر که مهم تر اما دوردست تر است،ایجاد مفاهیم جدید در اداره امور جامعه می باشد. بنابراین برداشتن این سه گام ضروری است:
1 - نقد جدی علمی نسبت به بنیان های ساخته شده توسط دشمن؛
2 - پاسخ علمی به شبهات دشمن؛
3- ارائه راهکاری های جدید با هدف توسعه گسترده ونفوذ اسلام درمقیاس جهانی،منطقه ای و ملی؛
برای حرکت به سوی این آرمان،به فرهنگسازی و احیای هویت خودی نیاز است.باید نشان داد که ما توان پیمودن این راه را داریم.
در هر حال برای حرکت به سوی نهضت نرم افزاری و تحقق علم اسلامی، باید در وهله اول با تحقیری که غربیها ایجاد کرده اند مقابله کرد. این رویارویی هنوز به اندازه کافی در عرصه ادبیات علمی اتفاق نیفتاده است.این حرکت بر عهده بسیج ،به ویژه بسیج حوزه و دانشگاه است که روزنه های نفوذ فرهنگی دشمن را مشاهده و به شیوه ای علمی با آن مقابله کنند.
به ادامه مطلب بروید:
ادامه مطلب...

ادامه مطلب...

http://www.fourmilab.ch/cgi-bin/Earth
میتوانید زمین را از آسمان بصورت زنده نگاه کنید در طول 24 ساعت شبانه روز.
لذت ببرید.
داشتن ماهواره جرم است؟
پشت پرده فارسی 1

بخش حقوقی- حتما تا به حال به پشت بام منزل خود رفته اید شاید با مشاهده سطحی بر پشت بام خانه ها و آپارتمان ها و یا حتی کنار پنجره ها این سوال در ذهن شما خطور کند که مگه ماهواره آزاد شده ؟ پس این همه دیش در پشت بام ها خبر از چه می دهد؟ حتماً میدونید استفاده شخصی (خانگی) از ماهواره طبق فتوای اکثر مراجع تقلید جایز نیست و حرامه و طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی استفاده از ماهواره در کشور ممنوع و غیر قانونیه. با این حساب و با توجه به رشد روز افزون استفاده کنندگان از ماهواره میشه این طور برداشت کرد که یا خدای نکرده مردم دین گریز شدند، یا قانون گریز و یا ماهواره آزاد شده و ما خبر نداریم.
با گذشت اتفاقات بعد از انتخابات ریاست جمهوری و عملکرد ضعیف رسانه ملی فضای رسانه ای کشور وارد مرحله جدیدی از حیات خود شد. بی اعتمادی بخش هایی از مردم نسبت به این رسانه فضایی برای رسانه های بیگانه فراهم آورد تا این رسانه ها تورهای صید مخاطب خود را در دریای ایرانیان بی اعتماد نسبت به صدا و سیمای دولتی بیندازد. یکی از مهمترین این رسانه ها فارسی 1 بود.
وقتی فارسی 1 می تواند سریال های پر طرفدار جهان را پخش کند؛( فرار از زندان ،لاست، فرند، 24 و ویکتوریا و.....) و با وجود دوبله ضعیفی که دارد مخاطب را جلوی رسانه اش میخکوب کند می تواند با فرهنگ، ارزش ها و پیش زمینه های ذهنی او هم بازی کند
فارسی 1 برای صید کردن مخاطبان ایرانی محدودیتی در به کار گیری از لوازم موجود ندارد، نه داخل ایران است که به ضوابط و قوانینی پایبند باشد و گرفتار سانسور شود و نه محدودیت اخلاقی برای پخش بسیاری صحنه ها دارد. اما فارسی 1 با شناختی که از فضای فرهنگی جامعه ایران دارد سعی کرده آرام آرام پیش رود، این شبکه خوب می داند که اگر بخواهد حجم گسترده ای از مخاطبان ایرانی را به خود جلب کند باید مولفه های فرهنگی آنها را در نظر بگیرد.
وقتی فارسی 1 می تواند سریال های پر طرفدار جهان را پخش کند؛( فرار از زندان ،لاست، فرند، 24 و ویکتوریا و.....) و با وجود دوبله ضعیفی که دارد مخاطب را جلوی رسانه اش میخکوب کند می تواند با فرهنگ، ارزش ها و پیش زمینه های ذهنی او هم بازی کند.

فارسی 1 می کوشند با فرهنگ سازی غلط و عادی سازی مسایل غیر اخلاقی در جامعه مسلمان و متمدن ایران بنیان خانواده را در ایران متزلزل کنند.عشق، خیانت، شهوت؛ خوراک آلوده ای که در لوای زندگی زیبا و قشنگ بازیگران سریال ها، می شود روز و شب بینندگان آن؛ داستان آدم هایی که زندگیشان مملو از رابطه های جنسی، شهوت رانی ها و بی بند و باری هاست، داستان آدم هایی که مهترین دغدغه شان سقط بچه نامشروعشان است یا خیانت به همسرانشان موضوعاتی است که مخاطب ایرانی را میخکوب می کند.
داشتن ماهواره جرم است؟
به موجب قانون ممنوعیت استفاده از تجهیزات ماهواره ای مصوب 1373 ورود، توزیع و استفاده از تجهیزات دریافت از ماهواره جز در مواردی که قانون تعیین کرده است ممنوع میباشد و وزارت کشور موظف است با استفاده از نیروهای انتظامی و یا نیروی مقاومت بسیج در اسرع وقت نسبت به جمعآوری تجهیزات دریافت از ماهواره اقدام نماید.
وزارت کشور موظف است با هماهنگی وزارت اطلاعات با وسایل ممکن نسبت به جلوگیری از ورود و توزیع تجهیزاتی که صرفاً برایدریافت از ماهواره مورد استفاده قرار میگیرد اقدام نماید و ضمن توقیف وسایل فوق عاملین آن را با وسائل توقیفی به مراجع صالحه قضائی معرفینماید. کلیه کالاهای ضبط و مصادره شده موضوع این قانون جهت توسعه پوشش رادیو و تلویزیونی کشور در اختیار سازمان صدا و سیمایجمهوری اسلامی ایران قرار میگیرد.
واردکنندگان، تولیدکنندگان و توزیعکنندگان تجهیزات دریافت از ماهواره علاوه بر ضبط و مصادره اموال مکشوفه توسط دادگاهها بهمجازات ده تا یکصد میلیون ریال محکوم میگردند
وظیفه سایر مسئولان
- کلیه دستگاههای فرهنگی کشور موظفند اثرات مخرب استفاده از برنامههای منحرفکننده را در جامعه تبیین نمایند.
- سازمان صدا و سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (مؤسسه رسانههای تصویری) میتوانند نسبت به ضبط و پخش آن دسته ازبرنامههای ماهواره که مغایر با ارزشهای و مبانی فرهنگ اسلامی و ملی نباشد اقدام نمایند.
- دستگاهها و سازمانهایی که برای انجام وظایف قانونی خویش لازم است از تجهیزات دریافت از ماهواره استفاده نمایند باید مجوز لازم رااز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با هماهنگی وزارتخانههای اطلاعات و پست و تلگراف و تلفن کسب نمایند.
- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همکاری وزارت پست و تلگراف و تلفن و سازمانهای ذیربط موظفند با استفاده از اهرمهای حقوقی وبینالمللی در جهت حراست از مرزهای فرهنگی کشور و حفظ کیان خانواده علیه برنامههای مخرب و مبتذل ماهواره اقدام لازم را انجام دهند.
- نشر آگهیهای تبلیغاتی از طرق مختلف توسط مطبوعات، صدا و سیما یا تبلیغات شهری که متضمن جواز استفاده از برنامههای ماهوارهمیباشد ممنوع است.
مجازات متخلفات

واردکنندگان، تولیدکنندگان و توزیعکنندگان تجهیزات دریافت از ماهواره علاوه بر ضبط و مصادره اموال مکشوفه توسط دادگاهها بهمجازات ده تا یکصد میلیون ریال محکوم میگردند.
استفادهکنندگان از تجهیزات دریافت از ماهواره علاوه بر ضبط و مصادره اموال مکشوفه به مجازات نقدی از یک میلیون تا سه میلیون ریالمحکوم میگردند.
الف - حمل ، نگهداری، نصب و تعمیر تجهیزات دریافت از ماهواره ممنوع و مرتکبین به مجازات نقدی از یک تا پنج میلیون ریال محکوممیگردند.
ب - وجوه دریافتی بابت مجازات مواد 8 و 9 این قانون به خزانه واریز و صد درصد (100%) آن جهت تأمین هزینههای اجرای این قانون و مقابله با تهاجم فرهنگی در اختیار وزارتخانههای کشور و فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران قرار داده میشود تا درحدود اعتبارات مصوب بودجه سالانه کل کشور به مصرف برسد.
نکته:
پلیس همیشه با جرم مشهود برخورد میکند، به طوری که در مکانهایی که دیش ماهواره مشهود( قابل رویت) است، از سوی پلیس جمعآوری میشود و تا زمانی که قانون مصوب سال 1373 مجلس شورای اسلامی مبنی بر جلوگیری از استفاده غیرمجاز از ماهوارهها پا برجاست، نیروی انتظامی هم مجری این مصوبه است. قابل ذکر است بدانید جمعآوری ماهوارهها از سوی پلیس مربوط به مسائل اخیر نبوده و به صورت دائمی است.بسیج هم ضابط قضایی است و اگر حکم قضایی داشته باشد میتواند نسبت به جمعآوری ماهواره اقدام کند. با اینکه استفاده از تجهیزات ماهواره ای جرم است اما مطابق قانون هیچ کس بدون داشتن دستور قضایی، حق ورود به منزل مردم را ندارد و این خود نوعی جرم محسوب می شود.
برگرفته ازتبیان.
باسم رب العالی الاعلی و رب المرتضی
می کنم در ماه رحمت وصف آن شیر خدا
باید امشب دل پر از احساس کرد
تا شب قدر علی این سینه را الماس کرد
باید از اعماق دل نام علی را هم سرود
چون علی بهر محمد یاوری دیرینه بود
هر که از ذکر علی غافل بود، جاهل بود
بی ولای او ، نماز هر کسی باطل بود
ذکر مولا فاتح قلب همه است
ذکر حیدر روز و شب یا فاطمه است
بشنوید ای مردمان حق پرست
عشق حیدر از ازل در تار و پودم بوده است
در مه غفران مه رحمت، ماه توبه، ماه عشق
می سرایم مدح مولایم علی، آن شاه عشق
از قلم خواهم مرا یاری کند
پیش مولا آبروداری کند
هان مسلمانان عاشق ! شیعیان پاکدل
عشق او گشته عجین، از کودکی با آب و گل
یاد دارم مادرم نام علی یادم بداد
شیر را با عشق مولا در دهان من نهاد
گفت روزی مادرم فرزندکم ای دلبرم
من تو را با عشق مولایم علی می پرورم
یاد دارم روزها با عشق تو سر کرده ام
روز و شب مداحی اولاد حیدر کرده ام
یاد داری یا علی نذرت جوانی کردهام؟
در مسیر عشق تو من جانفشانی کردهام!
مه ،مه رحمت بود ماه صیام است ونماز
وه چه خوش ماهی بود ماه دعا ، راز و نیاز
حرفی از راز و نیاز آورده ام مولای من
سینه را لبریز از سوز و گداز آوردهام مولای من
هان تو ای شیعه چرا بر خواب غفلت می روی!!
در سحر آیا تو مغروق خدایت می شوی؟
گر تو مولایت علی باشد چرا راهت جداست؟
عاشق مولا همیشه غرق در ذات خداست
اقرا ای شیعه تو در مصحف، صفات مومنون
الذین هم فی صلاتهم خاشعون
شیعیان! راه علی تا روز محشر زنده است
هر که دارد عشق او ، وا... او پاینده است

